برگردان به زبان ساده
زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
مشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند
هوش مصنوعی: زلف معشوق از دست رفت و دل همچنان مجنون او ماند. هر چند مشک از خانه رفته، اما بوی خوش او هنوز در خانه باقیست.
خانه ناموس کندم از پی گنج مراد
آن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند
هوش مصنوعی: خانهای برای حفظ آبرو و شرافت خود ساختم، ولی به دنبال به دست آوردن آرزوهای بزرگتر بودم که در نهایت این دستاورد حاصل نشد و حالا فقط یک ویرانه از آن باقی مانده است.
شمع چندان سر کشید از ناز کز برق فنا
خود نماند و داغ حسرت بر دل پروانه ماند
هوش مصنوعی: شمع به خاطر ناز و فریباییاش چنان درخشید که در نهایت از بین رفت و چیزی جز حسرتی در دل پروانه برجای نگذاشت.
ساغر عشرت شکست و هر کسی راهی گرفت
عاشق افتاده دل در گوشه میخانه ماند
هوش مصنوعی: جام شراب شادمانی شکست و هر کس به سمت خود رفت، اما عاشق دلی که افتاده بود، در گوشه میخانه باقی ماند.
گرچه آن شوخ پریوش را نماند آن حسن و ناز
اهلی سرگشته باری از غمش دیوانه ماند
هوش مصنوعی: اگرچه آن دختر زیبا و بازیگوش دیگر جذابیت و نازش را ندارد، اما هنوز هم یاد و خاطرۀ او باعث دیوانگی و شیدایی من شده است.