برگردان به زبان ساده
فصل بهار و خلق بعشرت نشسته اند
مارا چو لاله ساغر عشرت شکسته اند
هوش مصنوعی: در فصل بهار، مردم خوشحال و شاداب نشستهاند، ولی حال من مانند لالهای است که جام شادیاش شکسته شده است.
بیرون خرم ام ای گل خندان که در چمن
آیین نوبهار بیاد تو بسته اند
هوش مصنوعی: ای گل خندان، بیرون خوشحال و شاداب هستی، چرا که در باغ به مناسبت بهار جدید، مراسمی به یاد تو برپا شده است.
از خاک کشتگان غمت لاله می دمد
یعنی هنوز ز آتش داغت نرسته اند
هوش مصنوعی: از خاک مردگان عشقت، لالهای میروید، به این معنا که هنوز هم شعلههای درد و داغ ناشی از غم تو خاموش نشده و یاد تو در دلها زنده است.
بیچاره عاشقان که ز دست تو روی زرد
همچون گل دو رنگ بخوناب شسته اند
هوش مصنوعی: عاشقان بیچاره که به خاطر تو، چهرهشان رنگ پریده و زرد شده، مانند گلی که رنگش دوگانه است و در خون شسته شده.
اهلی که مرغ هر چمنی بود شد کنون
ز آنها که پا شکسته بکنجی نشسته اند
هوش مصنوعی: پرندهای که در هر چمن و دشت زندگی میکرد، حالا تبدیل به موجودی شده که در گوشهای نشسته و پایش شکسته است.