برگردان به زبان ساده
گاهم دو آهوی تو سگ خویش خواندهاند
گاهم به سنگ تفرقه از پیش راندهاند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات همانند آهوها به من محبت میکنند و مرا دوست خود میشمارند، و گاهی اوقات نیز با سنگی از جدایی و دوری، من را از خود دور میکنند.
ما دل نمیبریم که شاهان چو باز خود
کس را نراندهاند که بازش نخواندهاند
هوش مصنوعی: ما دل و امید خود را نمیگذاریم کنار، چرا که شاهان مانند بازها عمل نمیکنند و کسی را بیدلیل طرد نمیکنند، بلکه هر کسی را در جایی خود میخوانند.
ما را چو چشم خویش حریفان بیوفا
مخمور و ناتوان به کناری نشاندهاند
هوش مصنوعی: ما مانند چشم خود به حریفان بیوفا نگاه میکنیم، ولی این حریفان ما را خمار و ناتوان کرده و به گوشهای راندهاند.
تا دادهاند جرعهٔ جامی ز لعل خویش
خوبانِ عشوهساز به جانم رساندهاند
هوش مصنوعی: خوبان با زیباییهای خود و لطف و محبتشان، جرعهای از جام شیرین عشق را به من نوشاندند و این کارشان جانم را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
آن را که دادهاند بتان نوشلعل خود
از زهر چشم چاشنیی هم چشاندهاند
هوش مصنوعی: آن کسی که معشوقهها به او جام لعل خود را دادهاند، از زهر چشم آنها هم چاشنیای برایش چشیدهاند.
اهلی به درد بیدلی و بیکسی بساز
درمان طلب نکن که طبیبان نخواندهاند
هوش مصنوعی: اگر در دل دلتنگی و تنهایی به سر میبری، سعی کن با این درد کنار بیایی و درمان نخواهی از کسانی که دانش لازم را ندارند.