برگردان به زبان ساده
خلق از سگت نه از بد دشمن فغان کنند
دشمن چه سگ بود گله از دوستان کنند
هوش مصنوعی: مردم به خاطر رفتار بد تو مانند دشمنان ناراحت میشوند، اما دشمنی که به تو آسیب میزند، چه دردی دارد؟ اینجاست که از دوستان شکایت میکنند.
ز نار عشق رشته جان شد مرا چو شمع
بر خود نبسته ام که مرا منع از آن کنند
هوش مصنوعی: از عشق آتشین، جانم به شدت متاثر شده است. مانند شمعی هستم که خودم را بسته نگه نداشتهام و هیچ چیزی نمیتواند مانع از ابراز احساساتم شود.
دانم یقین نه مستی و از عشوه آندو چشم
ترسم که با یقین خودم بد گمان کنند
هوش مصنوعی: من میدانم که این حالت ناشی از مستی نیست و به خاطر جذابیت آن دو نفر است. اما میترسم که با یقین خودم، دیگران فکر کنند که من بدبین هستم.
خوبان بروی ما نگشایند در مگر
روزی که نوبهار جوانی خزان کنند
هوش مصنوعی: زیبا روها به ما اجازه نمیدهند که به دلشان راه پیدا کنیم، مگر زمانی که بهاری جوانی بیفتد و زیباییها به سراغمان بیایند.
مرغ دل از بتان نبرد ره بزیرکی
کاین قوم صید دل نه به تیر و کمان کنند
هوش مصنوعی: دل پرندهای که به زیباییها علاقمند است، به زیرکی نمیتواند از دست این مردم فرار کند؛ چرا که آنها قلبها را با تیر و کمان شکار نمیکنند، بلکه به شیوهای نرم و فریبنده دلها را به نفع خود به دام میزنند.
اهلی ز وصف آن شکرین لب غریب نیست
گر طوطیان حدیث تو ورد زبان کنند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی نمیتواند زیبایی و شیرینی سخن آن شخص را به خوبی توصیف کند. حتی اگر پرندههای صحبتهای شیرین او را نقل کنند، باز هم نمیتوانند حق آن را ادا کنند، زیرا زیبایی و جذابیت لبهای او آنچنان است که فراتر از توصیفهاست.