برگردان به زبان ساده
تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
مرا یک جان و میخواهم شوم صد بار قربانت
هوش مصنوعی: تو دارای صد خصلت نیکو هستی و هر یک از آنها را صد چشم مینگرد. برای من تنها یک جان هست و آرزو دارم بارها برای تو فدای شوم.
قیامت در صباح حشر باشد وه چه حال است این
که در هر صبح برخیزد قیامت از گریبانت
هوش مصنوعی: روز قیامت در صبح حشر خواهد بود و چه حال عجیبی است وقتی که در هر صبح، قیامت از گریبان تو برخیزد.
به خونخواهی عنانت را که گیرد آفتاب من
عجب گر روز محشر هم رسد دستی به دامانت
هوش مصنوعی: اگر روزی خورشید برای انتقام تو به کمک بیاید، تعجبی ندارد که حتی در روز قیامت هم دستی به دامانت برسد.
که باشم من که در سر باشدم سودای وصل تو
سگ کویم سری دارم فدای پای دربانت
هوش مصنوعی: من کیستم که در فکر وصالت هستم؟ مانند سگی هستم که سر فرود آورده و جانم را برای پای دربان تو فدای میکنم.
بود شیرینتر از جان تلخی مرگم دم مردن
اگر پیش نظر باشد مرا لبهای خندانت
هوش مصنوعی: وقتی که به مرگم نزدیک میشوم، اگر لبخند تو جلوی چشمانم باشد، تلخی مرگ برایم شیرینتر از جان خودم خواهد بود.
سرم بادا فدای خاک پای شهسوار خود
مرا جانی بود آن هم فدای دردمندانت
هوش مصنوعی: سرم را فدای خاک پای سردار خود میکنم، چون جانم هم برای کسانی که در درد و رنجند، قربانی خواهد بود.
به چشمت ای کمانابرو نگه گر میکند آهو
به هر مو میخورد خاری ز ناوکهای مژگانت
هوش مصنوعی: ای ابروانی که مثل کمان زیبایی، وقتی به چشمانت نگاه میکنم، همچون آهویی میشود که هر بار با موهایم تماس پیدا میکند، حس میکنم که خاری از تیرکهای مژههایت به جانم نشسته است.
دل اهلی به نور عشق آبادان کن ای گردون
که خاک ره شمارد گنجهای ملک ویرانت
هوش مصنوعی: دل انسان را با عشق زنده و شاداب کن، ای آسمان! زیرا که زمین، حتی خاکی که بر آن میگذرند، میتواند گنجهای ارزشمند سرزمین ویران تو را بشمارد.