برگردان به زبان ساده
گر بمسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
کافرم گر صد مسلمان را نسازی بت پرست
هوش مصنوعی: اگر به مسجد بروی با این چهره و آن چشمان مست، به کافر بودنم اهمیتی نمیدهی، حتی اگر صد مسلمان را بتپرست کنی.
عاقبت از هستی خد بگسلد ای آفتاب
هرکه همچون ذره دل بر رشته مهر تو بست
هوش مصنوعی: در نهایت، هر کسی که مانند ذرهای به محبت تو دل بسته است، ای خورشید، از وجود و هستی خود دل خواهد کند.
کردیم هندوی چشم آیینه دار روی غیر
روسیاهش کردی و آیینه اش دادی بدست
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و جذاب او را مانند یک آیینه میدانم که در آن دنیای دیگری را میبینم. زیباییاش به قدری است که وقتی به او نگاه میکنم، تمام خواص و ویژگیهای بینظیرش را به یاد میآورم.
فتنه روز قیامت سرزند از خاک من
بر سر خاکم دمی چون سرو اگر خواهی نشست
هوش مصنوعی: در روز قیامت، حوادث و پرسشهای بزرگ از خاک من برخواهد خاست. اگر میخواهی مانند سرو سرزنده و استوار باشی، باید لحظهای بر سر خاک من بنشینی و به اندیشه و تفکر بپردازی.
با وجود سرو نازی آن چنین بالا بلند
بسته طوبی نباشد غیر همتهای پست
هوش مصنوعی: با وجود زیبایی و قامت بلند سرو، درخت طوبی نمیتواند به غیر از تلاشهای سطحی پرورش یابد.
گر زدی سنگی بغیری بر دل دیوانه خورد
دیگران را سرشکست این سنگ و ما را دل شکست
هوش مصنوعی: اگر بر دل دیوانهای سنگی بیفتد، دیگران از این سنگ آسیب میبینند و دل ما میشکند.
زان دهان امید نبود هیچ صاحب هستیش
با وجود هستی اهلی درین امید هست
هوش مصنوعی: از آن دهان امیدی نیست که به کسی اعتماد کنیم یا اتکاء داشته باشیم. با وجودی که در این امید، نشانههایی از بودن و هستی وجود دارد، اما واقعیت چیز دیگری است.