برگردان به زبان ساده
برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست
هوش مصنوعی: برق ناشی از اثر نعل اسب، نشانهای است از درد و غمی عمیق که از دل زخمدار و غمگین انسان برمیخیزد.
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست
هوش مصنوعی: هر بار که از شمعی در مجلس سخنی به میان آمد، غیرت و احساساتم مثل پروانهای که به آتش نزدیک میشود، مرا سوخت و آتشین کرد.
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست
هوش مصنوعی: من به خاطر سختیهای فرهاد، بارها گریه کردهام، هرکجا که صدای چکش کوهکن به گوش رسید.
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست
هوش مصنوعی: امروز بدون شراب، حس و حال خوبی دارم. شاید بویی از گل به من رسیده که اینگونه شادابم.
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست
هوش مصنوعی: حال شب را تو چطور میشناسی؟ هر صبح، مانند گلی که از کنار تو میروید، لبانی خوشفرم و بدنی زیبا به خود میگیرد.