برگردان به زبان ساده
آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
گویی که تیری از جگر من گذشته است
هوش مصنوعی: این سرو زیبا هر بار که از جلویم میگذرد، به نظرم میرسد که انگار تیری از دل من عبور کرده است.
دامان ناز بر زده چون سرو میرود
گویی ز جوی چشم تر من گذشته است
هوش مصنوعی: دختر ناز و زیبایی که مانند سرو بلند و خوشنماست، به نظر میرسد که با دقت و احتیاط از کنار چشمان پر از اشک من عبور کرده است.
بر بیستون ز تیشه فرهاد کی گذشت
آنها که از غمش بسر من گذشته است
هوش مصنوعی: فرهاد برای رسیدن به محبوبش، پتک را به سنگ بیستون زده و از سختیهای مسیر نگذشته است. اما افرادی که از غم فرهاد عبور کردهاند، چقدر راحت دلشان را از این درد جدا کردهاند.
چون سایه سوخت از اثر آتش دلم
خورشید اگر برهگذر من گذشته است
هوش مصنوعی: وقتی دل من از آتش عشق سوخته، حتی اگر خورشید هم من را ترک کند، تأثیری بر من نخواهد داشت.
اهلی مگو حذر کن از آن شوخ سنگدل
اکنون که کار از حذر من گذشته است
هوش مصنوعی: به کسی که از محبت و شیطنتش دلخوشی داشتم، نگو که از او دوری کنم؛ چون حالا دیگر فرصتی برای دوری وجود ندارد و همه چیز به پایان رسیده است.