برگردان به زبان ساده
در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت
شمعی است که پروانه ازو سوختن آموخت
هوش مصنوعی: شمعی که پروانه از آن سوختن را یاد گرفت، همان شمعی است که خود من را هم سوختن آموزش داد.
آنروز که تعلیم نظر کرد مرا عشق
اول ز رخ غیر نظر دوختن آموخت
هوش مصنوعی: در روزی که عشق به من آموزش دیدن نگاه کردن را، از چهره دیگران یاد گرفتم که چگونه بیتوجهی کنم.
دل سوختن آموخت چو پروانه بعاشق
آنکس که بدان شمع برافروختن آموخت
هوش مصنوعی: دل سوختن را مانند پروانه یاد گرفتم، همانطور که او عاشق کسی است که چگونه شمع روشن کردن را به او آموخت.
بلبل ز سرشک از غم گل دانه فشان است
مورست که حرصش همه اندوختن آموخت
هوش مصنوعی: بلبل به خاطر غم گل اشک میریزد و دانهها را پراکنده میکند، در حالی که مور به خاطر حرص و طمعش یاد گرفته است که همه چیز را جمعآوری کند.
از فیض ازل علم نظر بازی اهلی
فنی است که بی زحمت آموختن آموخت
هوش مصنوعی: از برکات ابتدایی جهان، علم و دانش به گونهای است که با مشاهده و دقت میتوان آن را به راحتی یاد گرفت، بدون اینکه نیازی به زحمت زیاد باشد.