برگردان به زبان ساده
از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
آب حیات بر دل من سرد کرده است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به شدت دلم از تشنگی رنج میکشد، آب حیات برای من به سردی و بیحالی تبدیل شده است.
امروز یافتم که چه درد از میان خلق
مجنون و شان گمشده را فرد کرده است
هوش مصنوعی: امروز متوجه شدم که چه درد و رنجی از میان مردم رنجیده و عاشقانی که گم شدهاند، به وجود آمده است.
گیرم که نیست ناله ام از غم نه عاقبت
دردی است در دلم که رخم زرد کرده است
هوش مصنوعی: بگذار بگویم که شاید من به خاطر غمم ناله نمیکنم، اما در دل من دردی وجود دارد که باعث شده چهرهام رنگ بزند.
فریاد از آن غزاله مشکین که بوی او
ماراچو باد صبح جهانگرد کرده است
هوش مصنوعی: فریاد از آن غزالی که بوی خوشش مانند باد صبحگاه ما را به سفر و گشت و گذار کشانده است.
اهلی بکنج صومعه سلطان وقت بود
عشقش گدای میکده پرورد کرده است
هوش مصنوعی: اهلی در گوشهی صومعه، به محبت سلطانی مشغول است و عشق او، کسی را که در میخانه زندگی میکند، پرورش داده است.