برگردان به زبان ساده
ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
تا چند بنالیم و بما گوش نداری
هوش مصنوعی: ای عشق، که به درد و غم عاشق خوشایمان نیستی، تا کی باید ما ناله کنیم و تو بیتوجهی به ما گوش بسپاری؟
افسرده دل امشب من از آنم که تو ایشمع
از گرمی می سر خوشی دوش نداری
هوش مصنوعی: دلم امشب به خاطر این ناراحت است که تو از شراب سرخوشی الکی نداری.
ایطوطی دل آینه ات چون نبود صاف
فهم سخن از آن لب خاموش نداری
هوش مصنوعی: اگر دل تو همچون آینه صاف و زلال نباشد، نخواهی توانست حقیقت کلمات آن لب خاموش را درک کنی.
دوش از غم دل سوخت مرا شمع صفت اشک
امشب چه شد ایگریه که آن جوش نداری
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر غم دل، اشکم مثل شمع آب شد. امشب چرا دیگر آن اشک و گریه را ندارم؟
چون آدمیان مست نیی ای پری ز عشق
زان باسک او دست در آغوش نداری
هوش مصنوعی: ای پری، مانند آدمیان مست نشو و به عشق اکتفا نکن، زیرا نمیتوانی او را در آغوش بگیری.
هوشی و دلی میطلبد قصه عشقش
اهلی چکنم من که تو خود هوش نداری
هوش مصنوعی: برای درک داستان عشق او، نیاز به هوش و دل دارم. اما چگونه میتوانم خود را آموزش دهم وقتی که تو خودت هم هوش و فهم کافی نداری؟