برگردان به زبان ساده
مارا کشی و زنده جاوید میکنی
عیسی نکرد آنچه تو خورشید میکنی
هوش مصنوعی: تو ما را میکشی و در عین حال ما را جاویدان و زنده میکنی. عیسی (حضرت عیسی) هم چیزی مشابه این را انجام نداد که تو انجام میدهی.
امید هرکه هست ز تیغ تو حاصلست
مارا گناه چیست که نومید میکنی
هوش مصنوعی: هر کسی که امیدش به توست، نتیجهاش به خاطر تیغ توست. ما چه گناهی داریم که تو باعث ناامیدی ما میشوی؟
جامی ببخش و همت رندان مست بین
تا کی سخن ز حشمت جمشید میکنی
هوش مصنوعی: شراب بنوش و به جوانان شاداب و خوشحال نگاه کن، تا کی دربارهی مقام و ثروت جمشید سخن خواهی گفت؟
ساقی شدست مطرب دل خیز ایحریف
گر رقص بر ترانه ناهید میکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، مطرب خوشصدایی که دل را به هیجان میآوری، بیشک تو، رقصی بر نغمههای ناهید را میچشانی.
اهلی ز شاخ بخت چه جویی بر مراد
بیهوده میوه یی طلب از بید میکنی
هوش مصنوعی: از شاخ بخت خود چه چیزی میخواهی؟ بیهوده میخواهی میوهای از بید بگیری، که محال است.
تو ایسوار چرا سایه همعنان سازی
مگر که بر سر عاشق دو اسبه می تازی
هوش مصنوعی: چرا خود را به سایه دیگری تشبیه میکنی در حالی که بر سر عاشق تنها در حال رقابت هستی؟
خوش آندمیکه دل از غصه با تو پردازم
تو هم دمی بمن دردمند پردازی
هوش مصنوعی: لحظهای که از غصههایم با تو صحبت میکنم، خوشایند است. تو نیز در این لحظه به درد من توجه کن.
بجز هلاک خودش آرزو نباشد هیچ
کسیکه یافت چو پروانه ذوق جانبازی
هوش مصنوعی: جز سقوط و نابودی خود، آرزوی دیگری ندارد کسی که مانند پروانه، شوق و ذوق فدای عشق میکند.
من ایهمای شرف کی رسم بطالع تو
مگر که هم تو مرا سایه بر سر اندازی
هوش مصنوعی: ای عزیز من، آیا میتوانم به مقام و مرتبت تو برسم؟ مگر اینکه تو خودت بر سر من سایه افکنی و مرا به وجود خود نزدیک کنی.
بسوز سینه اهلی اگر رسی شاید
که ناز حسن گذاری بعشق او نازی
هوش مصنوعی: اگر سینهام را بسوزی و دلی برای عشق او داشتم، شاید ناز و آرایش زیباییاش را بیشتر حس کنم.