برگردان به زبان ساده
دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
چو فرشته میخرامی که چو ماه آسمانی
هوش مصنوعی: نوشتی که با اشک و اندوه به دلهای بسیاری مینگری، مانند فرشتهای هستی که زیباییاش چون ماه در آسمان درخشان است.
ز قبای نیلگونت بگمان فتاده خلقی
که مگر به نیل چشمم گذری کنی نهانی
هوش مصنوعی: همه بر این گمان افتادهاند که شاید تو به خاطر رنگ آبی لباسی که به تن داری، به آرامی به چشم من نگاهی کنی و عبور کنی.
همه روز مهر خوبان ز حسود می نهفتم
تو ولیکن آفتابی ز کسی نهان نمانی
هوش مصنوعی: هر روز زیباییهای خوبان را از حسودان پنهان میکردم، اما تو مانند خورشیدی هستی که نمیتوانی از کسی مخفی بمانی.
نه تو بودی ای پریرخ که زدی بتیغ خلقی
ز هلاک من چه ترسی بکشم چنانکه دانی
هوش مصنوعی: ای پریچهره، تو نیستی که با زیباییات به خلق آسیب بزنی. از هلاکت من نه بترس، چون میدانی چقدر درد و رنج را تحمل کردهام.
ز فسون چشم مستت که فسانه گشت اهلی
بجهان فتاده فتنه تو چه فتنه جهانی
هوش مصنوعی: از جادوگری نگاه میخکوب کنندهات، جهانی از داستان و افسانه به وجود آمده است. به خاطر تو، در این دنیا آشوب و فتنهای به راه افتاده که همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است.