برگردان به زبان ساده
بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
هر نفس کز دل بر آرم نیست بی خاکستری
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق و علاقۀ شدیدی که به محبوب دارم، به شدت میسوزد. هر بار که نفسی از دل برمیآورم، انگار چیزی جز خاکستر از آن باقی نمانده است.
آه از آن دلشادی اول که خنجر برکشید
وای از آن نومیدی آخر که ز در بر دیگری
هوش مصنوعی: آه از آن خوشحالی شروعی که ناگهان به درد و رنج تبدیل شد، و وای بر آن ناامیدی پایانی که از دست دادن دیگری را به همراه داشت.
نیست جای کشتگان تیغ تو صحرای حشر
باید از بهر شهیدان تو دیگر محشری
هوش مصنوعی: جایگاه کسانی که به وسیلهٔ شمشیر تو کشته شدهاند، در روز قیامت نیست. باید به خاطر شهیدان تو، محشری متفاوت برپا شود.
گو مباش اسباب عشرت زانکه مارا بس بود
سینه با صد ناله چنگی، دل پر از خون ساغری
هوش مصنوعی: اگر به دنبال لذت و خوشی هستی، بدان که ما به این چیزها نیازی نداریم. دل ما پر از غم و ناله است و به همین خاطر با قلبی آکنده از درد، خود را شبیه به کسی میدانیم که ساغری پر از خون دارد.
عاقبت اهلی گلی از خار غم خواهد دمید
دردمندی را که از شاخ طرب نبود بری
هوش مصنوعی: در نهایت، کسی که در درد و رنج زندگی کرده است، میتواند از دل غمها و مشکلاتش، شادی و خوشی ببیند. این خوشی بهدست نمیآید مگر اینکه او به شادابی و نشاط بپردازد و از آن بهرهمند شود.