برگردان به زبان ساده
در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی
بیرون ندهم همچو گل از گریه گلابی
هوش مصنوعی: در دل درد و اندوه اگر سوز و گرمایی را احساس نکنم، نمیتوانم مانند گلی که از اشکهایش عطر (گلاب) میریزد، زیبایی و احساساتم را به نمایش بگذارم.
رحمت بمن ای گنج وفا نیست وگرنه
ویرانه تر از سینه من نیست خرابی
هوش مصنوعی: ای رحمت، به من عطا کن؛ زیرا وفای واقعی وجود ندارد. اگر غیر از این بود، هیچ ویرانی به اندازه دل من نیست.
مست تو دل سوخته ماست که هرگز
نشنیده جز از سینه خود بوی کبابی
هوش مصنوعی: دل ما به عشق تو میسوزد و تنها صدای عشق تو را از دل خود میشنویم، نه هیچچیز دیگری.
خون من نومید نریزی که گناه است
وز این گنهت به نبود هیچ ثوابی
هوش مصنوعی: خون من را به هدر نده، چون این کار نادرست است و به خاطر این گناه هیچ پاداشی نخواهی داشت.
اهلی تو چو خود را نشمردی سگ دلدار
اینست که کس برنگرفت از تو حسابی
هوش مصنوعی: اگر خود را بیارزش بشماری، این همانی است که برای دیگران هیچ ارزشی نخواهی داشت و هر کسی از تو تقدیر نخواهد کرد.