برگردان به زبان ساده
ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
از تو بوی آشنا آید مگر یار منی
هوش مصنوعی: ای کسی که بر سر بالین من نشستهای و جانم را مداوا میکنی، بوی آشنایی از تو به مشام میرسد، آیا ممکن است که تو همان یار مورد نظر من باشی؟
گر نگفتم با رقیبانی نگویی غافلم
غیرتم آید که گویم پیش اغیار منی
هوش مصنوعی: اگر نگفتهام که با رقیبان و دشمنان صحبت نکن، دلیلش این نیست که از آنها بیخبرم. غیرتم اجازه نمیدهد که بگویم تو پیش دیگران هستی.
با حریفان هوسناکت هزاران مرحمت
من که از جان با توام در بند آزار منی
هوش مصنوعی: با رقبای خوشسیما هزاران لطف و محبت من به تو میکنم، حال آنکه با وجود اینکه از جان برای تو ارزش قائل هستم، خودت در بند آزار من هستی.
ایکه از روی چو گل یاد آری و خال سیاه
وه تو هم عاشق مگر بر لاله رخسار منی
هوش مصنوعی: ای کسی که به یاد من، مانند گل ناز و زیبا هستی و با لکهای سیاه بر چهرهات، تو نیز عاشق هستی، اما من بیشتر به زیبایی و نازکی لالههای رخسارم پی میبرم.
گرچه چون اهلی نگردم هرگز از وصل تو شاد
زینقدر شادم که میگویم تو دلدار منی
هوش مصنوعی: هرچند که هرگز مانند اهالی عشق نمیتوانم شاد باشم، اما به اندازهای خوشحالم که میتوانم بگویم تو محبوب من هستی.