برگردان به زبان ساده
گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
چو گل که در عرق افتد برون تراود خوی
هوش مصنوعی: ساقی با زیبایی خاصی شبیه گلی است که وقتی در عرق فرو میرود، زیباییاش بیشتر نمایان میشود.
چو همعنان نتوانم شد از روی خامی
پی سمند ترا گیرم و دوم از پی
هوش مصنوعی: زمانی که نمیتوانم از نظر رتبه و مقام همپای تو شوم، از روی نادانی سوار بر اسب تو میشوم و به دنبال تو میروم.
چه جای آنکه بنالد دلم ز ناوک تو
که استخوان تنم ناله میکند چون نی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تیر عشقت به شدت درد میکند و به جای اینکه شکایت کند، تمام وجودم مانند نی به ناله درآمده است.
بیار می که بیابان غم رهی دورست
اگر مرا نبرد می نگردد اینره طی
هوش مصنوعی: بیا شراب بیاور که در این دشتِ غم، اگر مرا به دور برد، حداقل به سمت سرور و شادی میبرند و بیشرابی، این درختان خشک و بیثمرِ زندگی نظر نمیکنند.
بخون اهلی بیکس که دامنت گیرد
بکش به تیغ جفایش که الضمان علی
هوش مصنوعی: بر این آهنگ بزن و آواز بخوان، تا اینکه کسی که نیازمند و بییاور است به تو دست نیاز دراز کند. اگر تو به او کمک نکردی، باید بر اساس غم و رنج او به تو پاسخ داده شود.