شمارهٔ ۱۳۲۱
اهلی شیرازی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۳۲۱
گر کشد خاطر حزین باری
بار خوبان نازنین باری
من که بیمار یک نگاه توام
گر نمی پرسیم به بین باری
چون ندارد گریز حسن از عشق
عاشقی همچو من گزین باری
چه نشینی بهر فسرده دلی
در دل گرم من نشین باری
جان دهد اهلی از هوای لبت
گر کسی جان دهد چنین باری
شمارهٔ ۱۳۲۰: از من خبر ای پسر نداری
شمارهٔ ۱۳۲۲: از آن بجور دل مبتلای من داری
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر کشد خاطر حزین باری
بار خوبان نازنین باری
هوش مصنوعی: اگر دل غمگین من بار دیگر به یاد خوبیهای نازنینان بیفتد، دوباره احساس سنگینی میکنم.
من که بیمار یک نگاه توام
گر نمی پرسیم به بین باری
هوش مصنوعی: من که به خاطر یک نگاهت دچار عذاب و بیمار شدهام، اگر تو نپرسی چه حالتی دارم، حداقل یک بار به من نگاه کن.
چون ندارد گریز حسن از عشق
عاشقی همچو من گزین باری
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی نمیتواند از عشق فرار کند، بهتر است که عاشقی چون من انتخاب شود.
چه نشینی بهر فسرده دلی
در دل گرم من نشین باری
هوش مصنوعی: تو چرا در دل کسی که دلش سرد است مینشینی؟ بیا و کمی در دل گرم من قرار بگیر.
جان دهد اهلی از هوای لبت
گر کسی جان دهد چنین باری
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر لبهای تو جان خود را فدای کند، اهلی هم به خاطر هوای آن لبها جان میدهد.