برگردان به زبان ساده
هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
گر پس از صد سال خواهد مرد خوندارش تویی
هوش مصنوعی: هر شخصی که برای یک ساعت نقش درمانگر روح یا دل بیمار خود را ایفا کند، اگر پس از صد سال هم قرار باشد بمیرد، در واقع تو مسئولیت آن مرگ را بر عهده خواهی داشت.
گرچه از مستی در آزارم ولی جام دلم
به بود گر نشکنی چون هم خریدارش تویی
هوش مصنوعی: هرچند که مستیام باعث آزارم میشود، اما اگر تو این جام دل را نشکنی، بهتر است؛ چون تو خود خریدار آن هستی.
یکنفس هر کسکه دید این تندی خوی تو گفت
وای بر جان دل افکاری که دلدارش تویی
هوش مصنوعی: هر کسی که شدت رفتار تو را مشاهده کرده است، با حیرت و افسوس میگوید، ای کاش جان من فدای دلباختگی باشد که معشوقش تو هستی.
بر رخش آن سبزه خط میخورد چونگل بخار
جانفدای آن گلی کز نازکی خارش تویی
هوش مصنوعی: در چمن، زیباییهای آن به زیبایی گلها میرسد و چمن به خاطر عشق به آن گل نازک، لطافت خود را نشان میدهد.
نوبهار حسن او اهلی خزانش کی رسد
خاصه کز آه سحرگه مرغ گلزارش تویی
هوش مصنوعی: بهار زیبایی او هرگز به پای خزان نخواهد رسید، بهویژه اینکه تویی که با آه سحرگاهان به یاد او هستی.