برگردان به زبان ساده
اول ز عاشقان به وفا یاد میکنی
عاشق چو شد فریفته بیداد میکنی
هوش مصنوعی: در ابتدا به یاد محبت و وفای عاشقان میافتی، اما زمانی که خودت عاشق میشوی، از روی بیداد و بیرحمی رفتار میکنی.
گویا به عشوه یار توام یاد میکنی
شادم بدین قدر که دلم شاد میکنی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو با ناز و عشوه خود، من را شاد میکنی، به حدی که دل من سرشار از خوشحالی میشود.
خواهند عاشقان تو خود را ز رشک سوخت
زان رو که بس حکایت فرهاد میکنی
هوش مصنوعی: عاشقان تو از شدت حسادت و آرزو، خود را میسوزانند، چون تو داستان فرهاد را به خوبی نقل میکنی.
گفتی گذشتم از سر خونت به دوستی
باز این چه دشمنی است که بنیاد میکنی
هوش مصنوعی: تو گفتی که من از عشق و محبت نسبت به تو گذشتهام، اما این چه نوع دشمنی است که شما آغاز کردهای؟
اهلی خموش باش که آن گل نه زان تست
گر تو هزار ناله و فریاد میکنی
هوش مصنوعی: اهلی، سکوت کن، زیرا آن گل متعلق به تو نیست. حتی اگر تو هزار بار ناله و فریاد کنی، تاثیری نخواهد داشت.