برگردان به زبان ساده
بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
مرا بعشوه شیرین چه بازیی دادی
هوش مصنوعی: عشق تو به من وعدهای داد که با ناز و کرشمهای همراه بود، اکنون آن وعدهی شیرین چه بازیها و دلسردیها را برایم به ارمغان آورده است.
سر مرا چو بفتراک خویش بر بستی
میان انجمنم سرفرازیی دادی
هوش مصنوعی: وقتی تو به من مانند یک پرچم افتخار و سربلندی عطا کردی، احساس کردم که در میان جمعیت به اوج رسیدهام.
چراغ کار من آنروز ساختی روشن
که همچو شمع مرا جانگدازیی دادی
هوش مصنوعی: در آن روزی که چراغ کار و زندگیام را روشن کردی، مانند شمعی بودی که جانم را سوزاندی و به من نیروی زندگی بخشیدی.
بیک نگاه که کردی ز چشم پر نازم
مرا ز ناز بتان بی نیازیی دادی
هوش مصنوعی: با یک نگاه تو به من، چشمان نرم و دلبرانهات، مرا از همه احساسات و وابستگیها خلاص کردی و به من نوعی بینیازی و استقلال از عشق و زیباییهای دیگر عطا فرمودی.
مرنج اهلی اگر گفت دردسر کوته
که واعظانه سخن را درازیی دادی
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو گفت که چرا درد و رنج را کوتاه نمیکنی، به او بگو که تو در صحبتهایت همیشه حرفهای زیادی برای گفتن داری و نمیتوانی این موضوع را ساده بگیری.