برگردان به زبان ساده
چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
سوختم تا بمن سوخته خرمن گذری
هوش مصنوعی: چند بار باید به خاک و خاکستر تبدیل شوم تا تو یک بار بر من عبور کنی؟ من از عشق تو سوختهام و در این سوختگی مثل خرمن آتش گرفتهام، فقط منتظر یک لحظه عبور تو هستم.
دست افتاده نخواهی که بدامن رسدت
نیست از شوخی اگر برزده دامن گذری
هوش مصنوعی: اگر چیزی از دست رفته باشد، نباید انتظار داشته باشی که دوباره به دست بیاید. حتی اگر به شوخی هم باشد، امکان برطرف کردن آن وجود ندارد.
چون خیال تو کنم خون دل از دیده چکد
که بصد نشتر مژگان بدل من گذری
هوش مصنوعی: هرگاه به یاد تو میافتم، دلتنگی و غم شدیدی از چشمانم سرازیر میشود، گویی اشکها به اندازهای تلخ و زهرآگین هستند که اگر با سنجاقهای مژگان تو هم مقایسه شوند، باز هم نتوانند درد قلب من را نشان دهند.
پای بوست چه بود آرزوی مردم چشم
چشم داریم که بر دیده روشن گذری
هوش مصنوعی: مردم آرزومند هستند که تو را ببینند و به پای تو بیفتند، چون چشمهایمان منتظرند تا لحظهای روشن و دیدنی را تجربه کنیم.
تا نسوزی همه تن شمع صفت اهلی را
از سر او عجبست ارتو بکشتن گذری
هوش مصنوعی: تا زمانی که شعلهات خاموش نشده، شمعی هستی که نمیسوزی. از این رو تعجبی نیست که زندگی را در آغوش مرگ قرار دهی.