برگردان به زبان ساده
به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
من پیر بس حریصم چه بلاست حرص و پیری
هوش مصنوعی: نگاهی به جوانان میاندازم که هیچکس تا به حال از زندگی سیر نشده است. اما من، در پیریام، به شدت حریص هستم و این حریص بودن در دوران پیری چه مصیبتی است!
چکنم که چون تو یوسف نتوان خرید وصلت
نه بنقد سربلندی نه بمایه فقیری
هوش مصنوعی: چه کار کنم که همچون یوسف، نمیتوانم به خاطر تو به وصال برسم؛ نه با ثروت و سربلندی میتوانم برسم و نه با فقر و کمبود.
چو سر وفا نداری مفکن بدام خویشم
چه کنی شکار مرغی که ز خاک بر نگیری
هوش مصنوعی: اگر وفاداری نداری، چه فایدهای دارد؟ در دام من چه میکنی؟ شکار پرندهای که از زمین بلند نشود.
نروی بدام زلفش بهوای خویش ایدل
که هزار بار خواهی که بمیری و نمیری
هوش مصنوعی: به هوای دلخوشی و زیبایی او، به دام زلفش نرو، زیرا بارها آرزو خواهی کرد که جان بدهی و هر بار زنده خواهی ماند.
چمن جمال خوبان دو سه روز دلپذیرست
تو بهشت عاشقانی همه عمر دلپذیری
هوش مصنوعی: زیبایی و طراوت چمن، فقط برای چند روز دلانگیز است، اما بهشت برای عاشقان همیشه دلپذیر و دلچسب خواهد بود.
من از آهوی دو چشمت شده ام زبون ولیکن
بخدا که پیش شیران ننهم سر اسیری
هوش مصنوعی: من از زیبایی چشمانت به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام و دلم میخواهد نزد تو سر بگذارم، اما به خدا قسم نمیخواهم به ذلت در برابر قدرتی همچون شیران تن دهم.
ز جفای تیغ خشمت سر خود گرفت هر کس
گذر از تو من ندارم چکنم که ناگزیری
هوش مصنوعی: به خاطر خشمی که به من وارد کردی، هر کسی که از کنار تو رد میشود دچار آسیب میشود. من چه کار کنم وقتی که چارهام به تو وابسته است و نمیتوانم از تو دور شوم؟
بسگان یار اهلی نتوان برابری کرد
بشناس قدر خود را مکن اینچنین دلیری
هوش مصنوعی: با دیگران که در محبت و دوستی با تو همدرد هستند، نبرابر نباش. ارزش خود را بشناس و آنقدر نادان و دلیر نباش که از حد خود فراتر روی.