برگردان به زبان ساده
خواهم شبی گوش رضا بر حال زار من نهی
وانگه که خواب آید ترا سر در کنار من نهی
هوش مصنوعی: میخواهم شبی، گوش رضا را به درد و افسردگی خود مشغول کنم و سپس تو هم وقتی خواب به چشمت آمد، سر خود را در کنار من بگذاری.
کی مرهم داغم شوی ای آرزوی جان من
صد داغ اگر دستت دهد بر جان زار من نهی
هوش مصنوعی: ای آرزوی جان من، چه وقت میخواهی مرهمی بر زخمهای دلم بگذاری؟ حتی اگر دستت توانایی وارد آوردن هزار زخم به جان رنجورم را داشته باشد، باز هم در انتظار تو هستم.
گشتم غبار راه تو تا بگذری گاهی به من
لبکن بپوشی چشم اگر پا بر غبار من نهی
هوش مصنوعی: من برای تو، مثل غباری در راهت شدهام، تا شاید گاهی از کنارم بگذری. اگر کمی به من لبخند بزنی، میتوانی چشمانت را بپوشانی، اما اگر پا بر غبار من بگذاری، این برای من ارزشمند است.
من چون بغم خو کرده ام ایسرو خواهم خار غم
برداری از راه کسان بر رهگذار من نهی
هوش مصنوعی: من به غم عادت کردهام و حالا میخواهم که از مسیر آدمها، درد و ناراحتی را دور کنی و راه را برای من هموار سازی.
زنهار در روز اجل تابوت من اهلی بسوز
ترسم بدوش دیگری ناگاه بار من نهی
هوش مصنوعی: مواظب باش در روز مرگم، تابوت من را بسوزان. میترسم که ناگهان کسی بار من را بر دوش خود بگذارد.