برگردان به زبان ساده
با دل چه چاره سازم کز آرزوی رویی
صد پاره گشت و دارد هر پاره آرزویی
هوش مصنوعی: من نمیدانم چگونه با دل خود رفتار کنم، زیرا آرزوی دیدن چهرهات باعث شده که دل من به صد تکه تقسیم شود و هر تکه آرزو و خیال خود را دارد.
هر سو بمهربانی در کار من طبیبی
من خود هلاک مردن از داغ تندخویی
هوش مصنوعی: در هر گوشه از زندگی، افرادی مهربان وجود دارند که برای من همچون پزشکانند؛ اما من خود به خاطر تلخی و زودخویی، دچار داغ و درد میشوم.
مردیم از خموشی بگذار تا برآریم
از گریه هایهایی وز ناله هایهویی
هوش مصنوعی: ما از سکوت به شدت رنج میبریم، پس بگذار تا با گریهها و نالههایمان صدای خود را بلند کنیم.
رسوای شهر و کویم آخر چنین برآید
اورا که یار باشد همچون تو جنگجویی
هوش مصنوعی: در نهایت، اگر کسی مانند تو جنگجو باشد، آن فرد به رسوایی شهر و محله اش دچار خواهد شد.
اهلی که عار کردی از تخت پادشاهی
آخر ببین که قانع گشته بخاک کویی
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع رضایت و قناعت اشاره دارد. در ابتدا فردی را توصیف میکند که از مقام و موقعیت خود روی برگردانده و به نوعی آن را رها کرده است. اما در نهایت، او متوجه میشود که کسی که در گذشته این کار را کرده، اکنون با آرامش و رضایت در جایی ساده و بیادعا زندگی میکند. این به نوعی بیانگر این است که در کنار بزرگی و جاهطلبی، آرامش در زندگی سادهتری ممکن است پیدا شود.