برگردان به زبان ساده
مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
که بهر غنچه ازین باغ دلی پاره شده
هوش مصنوعی: پرندهای که بیخبر است، چه آرامش خاطر عجیبی دارد که میتواند به گلهای این باغ نگاه کند، در حالی که دلها به خاطر هر یک از این گلها شکسته شده است.
صحبت خلق جهان مایه آزار دل است
ای خوش آندل که بکوی عدم آواره شده
هوش مصنوعی: گفتن و شنیدن حرفهای مردم دنیا، دل را میآزارد. خوش به حال کسی که به کوی عدم، یعنی به دنیای بیخبری و بیکاری، پناه برده و از این مسائل دور شده است.
از ستمهای تو ایماه که نالد بفلک
که فلک همچو تو بد مهر و ستمکاره شده
هوش مصنوعی: از ظلم و ستمهای تو ای ماه، آسمان هم شکایت میکند، چرا که آسمان نیز مانند تو بیرحم و ظالم شده است.
عاشقان تو بشبگیر در آن قافله اند
که چراغ رهشان ثابت و سیاره شده
هوش مصنوعی: عاشقان تو در جمعی هستند که مانند چراغی روشن، در مسیر خود ثابت قدم و با ثبات گام برمیدارند.
آه ازین سنگدلی وه که اثر در تو نکرد
آب چشمم که رهش در جگر خاره شده
هوش مصنوعی: آه، از این بیرحمی که اشکم نتوانست بر دل تو تأثیری بگذارد. اشکم به دل دردمند من رسیده، اما بر تو اثر ندارد.
جان همه لطف تو اهلی سگ تو
چاره او کن از الطاف که بیچاره شده
هوش مصنوعی: جان همه عشق و محبت توست، پس ای صاحب سگ، برای او که در درد و رنج است، چارهای بیاندیش. محبت و مهربانیات را نثار او کن که او در شرایط بدی قرار دارد.