برگردان به زبان ساده
بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده
آبی که بود در جگرم ز آبله مانده
هوش مصنوعی: من بیمار و تشنهام و از دسته و گروهی که همراه داشتم عقب ماندهام. آبی که در وجود من بود، مانند آبی که در یک زخم مانده، دیگر در دسترس نیست.
بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن
جان داده صد آشفته و در سلسله مانده
هوش مصنوعی: موهای زنجیریات را آزاد کن و ببین که هزاران جان باخته و بیقرار در این زنجیر گرفتار شدهاند.
تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی
ما خسته و پا در گل و او در گله مانده
هوش مصنوعی: بدن من از خون پر شده و قلبم رنجیده است، اما محبوبم راضی نمیشود. من در سختی و زحمت گرفتار شدهام و او انگار در باغ خود مانده و نگران من نیست.
رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود
عاجز صفتانند درین مرحله مانده
هوش مصنوعی: رقیبها همه به خانهی خدا رفتهاند، در حالی که کسانی که عاجز و ناتوان هستند، در این مرحله ماندهاند و نتوانستهاند به مقصد برسند.
جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش
در گوش و دل از ناله من غلغله مانده
هوش مصنوعی: روح او از بدن پر دردش جدا شد، اما هنوز صدای نالهام در گوش و دل او طنینانداز است.
فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی
در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده
هوش مصنوعی: فریادرس، ای عقل ارزشمند، که من در دست رقبایی ناتوان و کمحوصله به سختی گرفتار شدهام.