برگردان به زبان ساده
تا ساقی گلهذار رفته
دست و دل ما ز کار رفته
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که وقتی ساقی (پیشخدمت یا نگهبان میخانه) رفته است، دل و جان ما از همه چیز دور شده و مشغول کارهای دیگر نیست. به نوعی، وقتی که او نیست، خیلی از احساسات و فعالیتهایمان تحت تاثیر قرار میگیرد و از حالت معمول خارج میشود.
منت چه نهم که شد فدایش
جانی که هزار بار رفته
هوش مصنوعی: من چه افتخاری باید بکنم وقتی که جانم فدای اوست، کسی که هزار بار جانش را فدای من کرده است.
عالم همه صید خویش چون کرد
دیگر چه پی شکار رفته
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود به دنبال رسیدن به خواستهها و اهدافش است و وقتی موفق به دستیابی به آنها شود، دیگر نیازی به جستجوی بیشتر نخواهد داشت.
تا عشق بباد داد خاکم
از آینه ام غبار رفته
هوش مصنوعی: عشق باعث شد تا من از خودم و حالت اصلیم دور شوم، و حالا مانند آینهای هستم که گرد و غبار بر آن نشسته است.
هر چند که کارم انتظارست
کار من از انتظار رفته
هوش مصنوعی: هرچند که من در حال انتظار هستم، ولی انتظار دیگر برای من کارساز نیست.
تا در دل ما قرار بگرفت
از جان و دلم قرار رفته
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زمانی که عشق و محبت در دل ما جا میگیرد، آرامش و قرار ما نیز از بین میرود. عشق میتواند وضعیت روحی و عاطفی را تحت تأثیر قرار دهد و گاهی باعث بیقراری و دلتنگی ما شود.
یاران پی کار خویش رفتند
اهلی بفدای یار رفته
هوش مصنوعی: دوستان به دنبال کار و هدفهای خود رفتند و من در حسرت یارِ رفتهام.