برگردان به زبان ساده
سرو من بنمای قد و خجلت شمشاد ده
برفشان دستی برقص و عالمی بر باد ده
هوش مصنوعی: سرو من را ببین که چقدر زیبا و بلند است و به این خاطر شمشادها شرمندهاند. برف بر ساقهها نشسته و به رقص آمده، و جهانی را به باد میدهد.
تو نه آن مرغی که صید کس شوی از مامرم
دام صحبت شو زمانی بازی صیاد ده
هوش مصنوعی: تو آن مرغی نیستی که به آسانی به دام بیفتی؛ کمی با من صحبت کن و بیپروایی کن، تا صیاد نتواند تو را به دام بیندازد.
ما چنین لب تشنه و تو جرعه میریزی بخاک
اینکه میریزی بدست عاشق ناشاد ده
هوش مصنوعی: من چنین تشنهام و تو آب را بر زمین میریزی؛ میدانی که با این کار، دست عاشق غمگینتر میشود.
ای حریف بزم شیرین یاد خسرو تابکی
گر توانی یادش از جان کندن فرهاد ده
هوش مصنوعی: ای دوست در جشن و شادی، به یاد خسرو خوشگذران، اگر میتوانی، یاد فرهاد را از عمق جانت بیرون بیاور.
ایکه می با یار مینوشی بشکر این مراد
زینهار از اهلی بیچاره او را یاد ده
هوش مصنوعی: ای کسی که با دوستت نوشیدنی مینوشی، به خاطر این خوشی مواظب باش که مبادا به بیچارهای که از آنچه میگذرد خبر ندارد، یادآوری کنی.