برگردان به زبان ساده
گهی که زلف بر آن روی مهوش افتاده
هزار سوخته را جان در آتش افتاده
هوش مصنوعی: هر از گاهی که موهای خوشفرم بر این چهره زیبا ریخته میشود، جان هزاران عاشق سوخته در آتش عشق به تپش درمیآید.
بصد هزار جفا ای غزال مشکین بو
خوشم که با من مسکین ترا خوش افتاده
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تو با من زیادی جفا میکنی و به من آسیب میزنی، من هنوز خیلی خوشحالم که تو به من علاقهمند هستی.
به گوشه نظری شهسوار من بنگر
سری که بهر تو در پای ابرش افتاده
هوش مصنوعی: به گوشهای نگاه کن، آن جوان شجاع من را ببین که به خاطر تو در زیر ابرها سرش به زمین افتاده است.
نشان تیر تو خلق استخوان خود سازند
ولیک قرعه بنام بلاکش افتاده
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو باعث میشود که مردم برای خودشان پیراهنهایی از جنس استخوان بسازند، اما سرنوشت و نحسی به نام عاشق تو افتاده است.
جمال یار کند جلوه در دل پاکان
خوشا دلی که چو آیینه بیغش افتاده
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق در دل انسانهای پاک و نیکو میدرخشد. خوشا به حال دلی که مانند آینه صاف و بدون زنگار است و این جلوه را به روشنی میبیند.
مرا چه چاره ز دیوانگی بود اهلی
که کار من بحریفی پریوش افتاده
هوش مصنوعی: من چارهای ندارم برای این دیوانگی، زیرا کار من به دوست زیبایم مرتبط شده است.