برگردان به زبان ساده
کی دل بیدردی از داغ گزندی سوخته
هرکجا دیدیم عشقت دردمندی سوخته
هوش مصنوعی: هرگز ندیدیم دل بیدردی که از عشق تو آسیب دیده باشد و در هر جایی که عشق تو را مشاهده کردیم، دردی را حس کردیم که همچون آتش سوخته است.
وه چه شمعست این که پیش عاشقان پروانهوار
صدهزار افتاده چندی مرده چندی سوخته
هوش مصنوعی: این شمعی که در میان عاشقان قرار دارد، مانند پروانههایی است که به دورش میچرخند؛ صدها از آنها به خاطر عشق به این شمع افتادهاند، برخی از آنها مدتی مردهاند و برخی دیگر سوختهاند.
تا بود شمع ایمن از چشم بدان گرد سرش
هر نفس پروانگان مشت سپندی سوخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که شمع در امان باشد، هر بار که پروانهها به دورش میچرخند، به خاطر شعلهاش، خود را به خطر میاندازند و به سوختن میافتند.
میشود دودی بلند و میدمد بویی عجب
تا کجا آن شوخ جان مستمندی سوخته
هوش مصنوعی: دودی بلند به وجود میآید و بوی عجیبی را پخش میکند. این وضعیت نشاندهندهای از کسی است که به شدت تحت تأثیر عشق یا حالتی خاص قرار گرفته و دچار سوختگی روحی شده است.
آه ازین نازکپسندیهای دل کاین جان زار
هردم از نازکدلی مشکلپسندی سوخته
هوش مصنوعی: آه از این دل لطیف و حساس که این جان بیچاره هر لحظه به خاطر مشکلات ناشی از احساسات نازک و حساسش در آتش سوخته و رنج میکشد.
پیش من فرهاد و مجنون مرم آزادهاند
کم چو من دیوانهای در قید و بندی سوخته
هوش مصنوعی: در برابر من، فرهاد و مجنون هم همچون انسانهای آزاد و رها به نظر میرسند؛ زیرا من با وجود دیوانگی، در زنجیر و اسیری درون خود سوختهام.
گر زمین و آسمان دشمن شود اهلی چه باک
آه من بسیار ازین پست و بلندی سوخته
هوش مصنوعی: اگر زمین و آسمان با هم دشمن شوند، برای من مهم نیست، چرا که من به خاطر همین فراز و نشیبها خیلی رنج کشیدهام.