برگردان به زبان ساده
مشتی مگسانیم سپند شکر تو
ما را بچه رانند رقیبان ز بر تو
هوش مصنوعی: ما گروهی از مگسها هستیم که به شکر خوبیهای تو جذب شدهایم و رقیبان تو ما را از حضور در کنار تو میرانند.
از دیده بدل رفتی و نزدیک هلاکم
بازآ که بسی دور کشید این سفر تو
هوش مصنوعی: از چشمم دور شدهای، اما به خاطر نزدیک شدن به مرگم، برگرد که این سفر تو خیلی طولانی شده است.
بفرست بمن بوی خود ای یوسف مصری
کز رشگ عزیزان ندهندم خبر تو
هوش مصنوعی: ای یوسف مصری، بوی دلانگیز خود را به من بفرست، زیرا به خاطر حسادت عزیزان دیگر، از حال تو بیخبرم.
ایکعبه جان روی من از قبله بگردد
گر قبله حاجت بودم غیر در تو
هوش مصنوعی: اگر به جز تو کسی دیگر در دل من مقام قبله را داشت، جان بندهام حاضر است که کعبه را ترک کند و سمت دیگری رود.
هرچند که من پیرم و تو نخل جوانی
پیش آی که دستی بزنم در کمر تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من به سن و سالی رسیدهام و تو جوان و سرزندهای هستی، بیا نزد من تا بتوانم با تو ارتباطی نزدیکتر برقرار کنم.
خورشید رخا، هستی خود باز ندیدم
تا ذره صفت دور شدم از نظر تو
هوش مصنوعی: هرگاه که روی تو را نمیبینم، احساس میکنم که وجودم را گم کردهام، حتی وقتی که به کوچکترین چیزها نیز نگاه میکنم.
اهلی چو نماند از غم او در جگرت آب
حیران لب خشکم و این چشم تر تو
هوش مصنوعی: وقتی که درد و غم او دیگر در دل تو باقی نماند، من به حالتی رسیدم که برای سرزمین خشک لبهایم، تنها اشک میریزم و چشمم پر از گریه است.