برگردان به زبان ساده
سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
زانها که گوید جان من جانها فدای روی تو
هوش مصنوعی: اگر جان و مال من صرف عشق تو شود، این کار بسیار آسان است چرا که برای تو جانم، جانها را فدای زیباییات میکنم.
در بتپرستی کافرم در عشقبازی کجنظر
گر قبله جانم بود غیر از خم ابروی تو
هوش مصنوعی: در عشق، بیاعتنایی و کجنظری تو باعث میشود که من از ایمان به بتها دور شوم. اگرچه جانم به سوی معبود تعلق دارد، اما هیچ چیزی جز خم ابرویت برایم مهم نیست.
ای نوغزال مشکبو جانم ز بویت تازه شد
گر زنده اند از جان کسان من زنده ام از بوی تو
هوش مصنوعی: ای بُنفشهی خوشبو؛ بوی تو جانم را تازه کرده است. اگر دیگران از جانشان زندهاند، من نیز از بوی تو زندهام.
هرچند از من میرمد آن آهوی چشم سیه
دزدیده می بیند مرا ای من سگ آهوی تو
هوش مصنوعی: هرچند که آن آهوی چشم سیاه از من میگریزد، اما او مرا میبیند. من مانند سگی هستم که به دنبال آهوی تو میگردد.
خلقی ز حسرت مینهد سر بر سر زانوی خود
یارب که باشد کو نهد سر بر سر زانوی تو
هوش مصنوعی: افرادی از شدت ناامیدی و حسرت، سرشان را بر زانوی خود گذاشتهاند و از خدا میپرسند چه کسی وجود دارد که سرش را بر زانوی تو بگذارد.
ای آفتاب عاشقان باشد که باری بنگرم
شخص نزار خویشرا چون ماه نو پهلوی تو
هوش مصنوعی: ای خورشید، تو نور عشقآفرینی؛ آرزو دارم یک بار به چهرهی ضعیف و نزار خودم نگاه کنم، مثل ماه نو که در کنار توست.
اهلی که از عکس رخت روشن بود آیینه اش
نقشی نبندد در دلش جز صورت دلجوی تو
هوش مصنوعی: اگر دل کسی روشن و آشفته از تصویر تو باشد، آينهاش هیچ تصویری غیر از صورت نیکو و دلربای تو را در دلش نخواهد داشت.