برگردان به زبان ساده
آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
و آن مستی محبت و آن اضطراب کو
هوش مصنوعی: کجاست آن جشن شادمانی و آن ساغی با جام شراب؟ کجاست آن عشق و حالتی که در آن مستی و بیقراری وجود داشت؟
گیرم که روی گل نگرم از هوای دوست
آن شیوه و کرشمه و ناز و عتاب کو
هوش مصنوعی: بگذار فرض کنیم که به چهره گل نگاه میکنم، اما نشانی از زیبایی و لحن دلربایی و ناز و عتاب دوست کجاست؟
گلشن همان و مرغ همان شاخ گل همان
گلبانگ شوق و مستی عهد شباب کو
هوش مصنوعی: باغ همان باغ است و پرنده همان پرنده، شاخه گل هم همان است. صدای شادی و سرخوشی دوران جوانی کجاست؟
گر مدعی ز عشق زند لاف همچو من
کنج محبت و دل و جان خراب کو
هوش مصنوعی: اگر کسی مثل من از عشق brag کند، باید بداند که محبت واقعی و دل و جان خراب شده است.
خواب از خیال آن مژه در دیده نیستم
در دیده یی که خار بود جای خواب کو
هوش مصنوعی: من در چشمی که پر از خار است، خواب نمیبینم و خواب از تصور آن مژه دور است.
من مست و بیخود از بت و نامم خداپرست
زین قصه گر سیوال کنندم جواب کو
هوش مصنوعی: من در حالتی از شیدایی و سرمستی هستم و به خدای بزرگ ایمان دارم. اگر کسی از من درباره این وضعیت بپرسد، نمیدانم چه پاسخی بدهم.
در آتشم هنوز از آن شب که آن حریف
شد مست ناز و گفت که اهلی کباب کو
هوش مصنوعی: من هنوز در آتش عشق میسوزم، از شبی که دوست و رفیقم مست و مغرور شد و گفت که اهلی (علامت یا نام من) کباب کن.