برگردان به زبان ساده
ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
ولی بی اختیارم شوق می آرد بسوی تو
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم مدعی میگویم که اگرچه کمتر به خاطر تو میآیم، اما به طور ناخودآگاه عشق و شوق من مرا به سوی تو میکشاند.
اگر مهر تو و بخت من بد روز این باشد
ز دنیا بایدم رفتن بداغ آرزوی تو
هوش مصنوعی: اگر محبت تو و سرنوشت من به این شکل است، باید از دنیا بروم و تنها در حسرت تو باقی بمانم.
ندارم طاقت نادیدنت هرچند میدانم
که سوزم میشود افزون چو می بینم بروی تو
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تحمل جدایی از تو را داشته باشم، هرچند میدانم که اگر تو را ببینم، درد من بیشتر خواهد شد.
چو تاب صحبتم نبود همان بهتر که بنشینم
بخاک آستان و گوش دل بر های و هوی تو
هوش مصنوعی: وقتی که نمیتوانم با تو صحبت کنم، بهتر است که در آستانهات نشسته و با دل مشتاق به شنیدن صدای تو گوش فرا دهم.
تو هم یادیکن از اهلی بپرس از حال او باری
که آنبیچاره عمرش صرفشد در گفتگوی تو
هوش مصنوعی: از اهلی بپرس که حالش چطور است، چون این بیچاره عمرش را در گفتوگو با تو گذرانده است.