برگردان به زبان ساده
بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
تا دیدمش رفت از نظر دیدن همان رفتن همان
هوش مصنوعی: آن پسر در حال سوارکاری بر اسب نازش مانند برق میتاخت. وقتی او را دیدم، ناگهان از نظر دور شد و همین که او را دیدم، همان لحظه رفت.
چون پیر کنعان از جهانبستم نظر از یار خود
جاییکه نور دیده ام شد از نظر پنهان روان
هوش مصنوعی: وقتی پیر کنعان به دنیا پشت کرد و از یار خود دور شد، جایی که نور چشمم را میدیدم، از نظرم پنهان شد و روح من را پر از غم کرد.
اول بلطف و مردمی صید خودم کرد آن پری
اکنون بجورم میکشد اینم نبود از وی گمان
هوش مصنوعی: ابتدا آن پری با محبت و مهربانی مرا به دام انداخت، اما اکنون به روش دیگری به من آسیب میزند. انتظار نداشتم که او چنین کند.
گر خواب راحت بایدت مست در میخانه شو
کز همت پیر مغان میخانه شد دارالامان
هوش مصنوعی: اگر به آرامش و راحتی نیاز داری، در میخانه غرق در مستی شو، زیرا تلاش و کوشش پیر مغان باعث شده است که این میخانه به محل امنی تبدیل شود.
اهلی من مجنون صفت در وادی غم چون صبا
سرگشته ام زین غم که شد آن نوغزال از من رمان
هوش مصنوعی: من، همانند مجنون که در وادی غم سرگردان است، به شدت دلbroken و پریشانم. این غم مانند گلی نوپا از من دور شده است و من در پی آن میگردم.