برگردان به زبان ساده
ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
میان خار ملامت چو چشم حیرانم
هوش مصنوعی: به دلیل تحمل زیاد ملامت و سرزنش، دامن من پر از خار و آزار شده است و حالا مانند چشمی حیران و سردرگم در میانه این آزارها هستم.
چو خاک پات نیم آب زندگی چکنم
به خاکپای تو کز زندگی پشیمانم
هوش مصنوعی: من همانند خاک پای تو، زندگی را در آب چشمانم میریزم، چرا که از زندگی کردن پشیمانم.
مپرس حال پریشان ببین که زلف ترا
صبا چگونه پریشان کند پریشانم
هوش مصنوعی: از حال نگران من نپرس، فقط نگاه کن که چطور بادی نرم زلفهای تو را به هم میپیچد و باعث پریشانی بیشتر من میشود.
کجاست خضر سعادت که من ز بخت سیاه
اسیر ظلمتم و چاره یی نمیدانم
هوش مصنوعی: کجا میتوانم خضر سعادت را بیابم؟ من گرفتار بخت بد و ظلمتی عمیق هستم و نمیدانم چه راه حلی برای نجات دارم.
ز روی او نکنی شرم از خدا اهلی
که بت پرستی و گویی که من مسلمانم
هوش مصنوعی: از چهره او از خدا شرم نمیکشی، ای اهل عشق، که در ظاهر میگویی مسلمان هستی ولی در دل به بتها میپرستی.