برگردان به زبان ساده
بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
دگر ربودیم از دست تا نظر کردم
هوش مصنوعی: با صبر و تحمل، روزهای زیادی را سپری کردم، اما وقتی به چشم خود دیدم، همه چیز از دستم رفت.
بیک نظر که بکردم من از پی راحت
جراحت جگر خویش تازه تر کردم
هوش مصنوعی: با یک نگاه، برای به دست آوردن آرامش، زخم دل خود را دوباره تازهتر کردم.
دلم بهجر تو چون آرمیده بود چرا
طپیدن دل آسوده را خبر کردم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر دوری تو آرامش نداشت، اما چرا خبر از تپش دل آرام و بیخبر را به کسی دادم؟
دگر درون دلم جای میکنی هرچند
ز رشک یاری غیرت ز دل بدر کردم
هوش مصنوعی: تو اکنون در دلم جا داری، هرچند از حسادت به دیگران، از دل خود بیرون کردهام.
چو مرغ نامه بر از شوق دیدنش اهلی
هزار بار من از خویشتن سفر کردم
هوش مصنوعی: مثل یک پرنده که از شوق دیدن محبوبش نامه مینویسد، من هزار بار از خودم جدا شدهام و به سفر رفتهام.