برگردان به زبان ساده
با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
آهی مباد کز جگر گرم برکشم
هوش مصنوعی: با کسی سخن نگو که من از غیرت آتشین خودم به شدت ناراحتم؛ ای کاش آهی هم نزنم که از دل داغدارم بیفتد.
من آن گلم که آتش سوزنده ام تمام
آن به که باد نسازد مشوشم
هوش مصنوعی: من گلی هستم که آتش مرا میسوزاند، اما بهتر است که باد مرا بهم نریزد و بیقرار نکند.
گر ناله یی کنم نه ز بیدردیم بود
من عاشق صبورم و با درد خود خوشم
هوش مصنوعی: اگر من نالهای میکنم، به این خاطر نیست که بیدرد هستم، بلکه من یک عاشق صبوری هستم و با درد خود سازگارم و از آن راضیام.
چشم تو ساقیم شد و دشمن زرشک سوخت
او می خیال دارد و من زهر میچشم
هوش مصنوعی: چشمان تو برای من همچون ساقیای هستند که شربت میریزد و در عین حال، دشمنی که زرشک را میسوزاند. او همواره در خیال توست در حالی که من زهر تلخی را میچشم.
از آه گرم و سرد نشد دیده روشنم
با آنکه همچو شمع همه شب در آتشم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه مثل شمع تمام شب در آتش سوختهام و به شدت ناله میزنم، اما چشمانم روشنایی نمیگیرد.
آلوده دامنم نشماری که در رهت
چون آب دیده پاک دل و صاف و بیغشم
هوش مصنوعی: به تو قول میدهم که به خاطر تو با قلبی پاک و بیآلایش در راهت قدم میزنم و به هیچ چیز آلوده نمیشوم.
اهلی منم که چون سگ دیوانه روز و شب
سر گشته هر طرف ز پی آن پریوشم
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که مانند سگی دیوانه، روز و شب در حال گشت و گذار هستم و هر جا که فکر میکنم میتوانم او را پیدا کنم، میروم، به دنبال آن پریچهره هستم.