برگردان به زبان ساده
هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
یکذره نیست هرگز در دوستی قصورم
هوش مصنوعی: اگرچه از محبت تو، ای آفتاب، دور هستم، اما در دوستی و محبت به تو هیچ کمبودی وجود ندارد.
چندان رخ تو دیدم کز دیده در دل آمد
اکنون بدیده دل می بینم و صبورم
هوش مصنوعی: من چهرهی تو را بهقدری دیدهام که آنقدر در دل جا گرفتهای که حالا با چشم دل میبینمت و صبر کردهام.
در غیبت از خیالت جانم حضور دارد
چون در حضورت آیم از غیر بیحضورم
هوش مصنوعی: وقتی که تو نیستی و من به یاد تو هستم، احساس میکنم که جانم در نزدیکی توست. اما وقتی که حضورت را میبینم، از دیگر چیزها دور میشوم و فقط تو برایم مهمی.
امروز ای پریرخ کز حسن آفتابی
در سایه توام من از خود مساز دورم
هوش مصنوعی: امروز ای زیبای آفتابی، که من در سایه وجود تو هستم، از خودم فاصله بگیر.
از سوز عشق اهلی دل زنده شد چو شمعم
روزی که هم بمیرم خیزد ز خاک نورم
هوش مصنوعی: از شدت عشق، دل من جان تازهای گرفت و مانند شمعی در حال احتضار، روزی که بمیرم، نوری از خاک من برمیخیزد.