برگردان به زبان ساده
سنگ جفا بقصد دل زار خستهام
مفکن که من ز طالع خود دلشکستهام
هوش مصنوعی: ای سنگ خُسرو، به نیتِ دلِ زخمخوردهام به من لطف کن و مرا سختی مکن، چرا که من از سرنوشتِ خود دلشکستهام.
خونابه گر شدست سرشگم عجب مدار
داغ درون خویش بآن آب شستهام
هوش مصنوعی: اگر اشکم به خون تبدیل شده، تعجب نکن. چرا که داغ درون من را با آن آب شستهام.
ای مرغ نامهبر، ز گزند ایمنی که من
تعویذ چشم زخم ببال تو بستهام
هوش مصنوعی: ای پرندهای که پیامهای خوب را میآوری، من برای تو دعای حفاظت از چشم زخم را به دوشت بستهام تا از آسیبها در امان باشی.
من چون روم ز کوی تو کز چشم خونفشان
خونم گرفته دامن و در خون نشستهام
هوش مصنوعی: وقتی از کوی تو دور میشوم، چشمانم اشکبار میشود و خون دل میزنم، بهطوری که دامنم خونی شده و در میان خون نشستهام.
اهلی اگر چه سوختم از داغ عشق او
تا همچو شمع کشته نگردم نرستهام
هوش مصنوعی: هرچند که من به خاطر عشق او دچار درد و سوزش شدهام، اما همچنان زندهام و نمیخواهم مانند شمعی که به خاطر آتش میسوزد، از بین بروم.