برگردان به زبان ساده
در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
گر بپا رفتیم از کویت بسر باز آمدیم
هوش مصنوعی: به خاطر تو و در حضور تو برمیگردیم، حتی اگر از جا بلند شویم و از کوی تو دور شویم.
چو مگس هر چند مارا راندی از خوان وصال
ما اسیران بلا کش بیشتر باز آمدیم
هوش مصنوعی: هرچند مانند مگس ما را از میهمانی عشق خود راندهای، اما ما که گرفتار سختیها هستیم، باز هم بیشتر به سمت تو برمیگردیم.
ریختیم از دیده خون تا ره بکویت یافتیم
عاقبت سویت بصد خون جگر باز آمدیم
هوش مصنوعی: چشم های ما پر از اشک و غم شده تا اینکه بار دیگر به سوی تو رسیدیم. در نهایت، با قلبی آکنده از درد و زخم، به تو برگشتیم.
بس شب هجران سبر کردیم تا صبح وصال
در گلستان تو چون مرغ سحر باز آمدیم
هوش مصنوعی: ما مدت طولانی در شب فراق تحمل کردیم، تا صبح دیدار با تو مانند پرنده سحر به گلستان تو برگردیم.
گرچه رفتیم از نظر چون اشک اهلی یک دو روز
با هزاران دردمندی در نظر باز آمدیم
هوش مصنوعی: هرچند که از چشمها دور شدیم، مانند اشک که به سرعت میریزد، برای یک یا دو روز با عدهای پر از درد در نظر ما آمدیم.