برگردان به زبان ساده
ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم
هوش مصنوعی: اگر ناچار شوم که به سراغ کوی او بروم، نخواهم توانست بهانهای پیدا کنم که به سوی او نروم.
یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر
تا کی زمان بسر کوی اوروم
هوش مصنوعی: خدایا، در مقام صبر، شکستهپا و ناتوان هستم. نمیدانم تا کی باید در انتظار و در کوی او بباشم.
دل برد آن پریوش و هر جارود مرا
آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم
هوش مصنوعی: دلم را آن معشوقه زیبا برده و هر جا که بروم، آتش عشقش در وجودم شعلهور میشود و بوی او را احساس میکنم.
بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن
شرم آیدم هنوز که با روی اوروم
هوش مصنوعی: در نبود او، به گلستان رفتهام و سالها گذشت، اما هنوز از این که با چهرهاش روبرو نشدهام، شرمندهام.
اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد
مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم
هوش مصنوعی: دل من به سنگ یار بسته شده و این موضوع برایم دشوار است، زیرا از پهلوی او دور هستم و این فاصله بر دلم فشار میآورد.