برگردان به زبان ساده
بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
هزار ساله جفای فلک حلال کنم
هوش مصنوعی: با یک نگاه به آن ماه زیبا در شب وصال، میتوانم تمام رنجها و ظلمهایی که زمانه بر من روا داشته است، فراموش کنم.
نظر بهیچ ندارم ز نعمت دو جهان
مگر نظاره آن حسن و آن جمال کنم
هوش مصنوعی: من به هیچ چیز از نعمتهای دو جهان اهمیتی نمیدهم به جز اینکه فقط به تماشای آن زیبایی و جمال بپردازم.
خیال وصل تو با آنکه شد محال مرا
مجال و هم نه اندیشه محال کنم
هوش مصنوعی: خاطر بودن به وصالت، حتی وقتی که غیرممکن به نظر میرسد، باعث میشود که من دست از تلاش نکشم و در اندیشهی ناممکنیها باقی بمانم.
بزیر پای سمند تو گر دهد دستم
بدست خویش سر خویش پایمال کنم
هوش مصنوعی: اگر پای سمند تو بر دستانم بیفتد، سر خود را زیر پا میگذارم و له میکنم.
اگر چه عاشق و مستم چنان نیم مجنون
که نسبت تو سیه چشم با غزال کنم
هوش مصنوعی: اگرچه عاشق و شیدا هستم، اما مثل دیوانهها نیستم که به تو بگویم چطور میتوانم زیبایی چشمانت را به زیبایی یک غزال تشبیه کنم.
ز من مجو سر و سامان که من نه آن مستم
که زشت و خوب و بد و نیک را خیال کنم
هوش مصنوعی: از من انتظار نظم و ترتیب نداشته باش، چون من آن شخص مستی نیستم که به زیباییها و زشتیها یا خوبیها و بدیها فکر کنم.
اگر ز بخت تفال گهی کنم اهلی
نظر بمصحف روی خجسته فال کنم
هوش مصنوعی: اگر از سرنوشت خودم نیکو خبری بگیرم، از روی کتابی مقدس به نشانههای خوششانسی نگاه میکنم.