برگردان به زبان ساده
خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
بهانه غربت و بر حال زار خود گریم
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در حضور تو و با دوری از وطنش اشک بریزد و از سر درد و اندوه خود به حال زاری کند.
گهی که خاک شوم خیزم از مزار چو گرد
بچشم خلق روم بر مزار خود گریم
هوش مصنوعی: گاه ممکن است که من به خاک تبدیل شوم و در زیر زمین آرام بگیرم، اما گاهی از آنجا برمیخیزم و به شکل گرد و غبار ظاهر میشوم، سپس بر قبر خود مینگرم و بر حال خود اشک میریزم.
چو شمع گریه بپروانه کی کنم گر سوخت
که گر توان بغم روزگار خود گریم
هوش مصنوعی: وقتی که مانند شمع میسوزم و غم دارم، چه فایدهای دارد اگر در کنار پروانهها گریه کنم؟ اگر روزگار مرا به غم مبتلا کرده، باید این غم را تحمل کنم.
ز آب دیده خورد کشته امیدم آب
کجاست اشک که بر کشتکار خود گریم
هوش مصنوعی: از اشک چشمانم زندگیام نابود شده و امیدم را از دست دادهام. حالا نمیدانم آب کجاست تا بر روی زمین خود ببارم و برایش گریه کنم.
بس است زخم درون چشم خون فشان اهلی
دمی که بر دل و جان فکار خود گریم
هوش مصنوعی: دیگر بس است دردهایی که در درون چشمهایم هست، با اشکهایی که همچون خون میریزند. اکنون در لحظهای که بر دل و جانم فکر میکنم، به خودم اجازه میدهم گریه کنم.