برگردان به زبان ساده
بشنو ای فرزند تا ازین دفتر
خوانمت از بر راز تیموری
هوش مصنوعی: ای پسر، به سخنان من گوش کن تا از این دفتر درباره راز تیموری برایت بگویم.
یک گروهی را بینم اندر سر
هوش مصنوعی: یک عده افرادی را میبینم که در ذهن و فکر خود مشغول هستند.
جقه عدل است تاج منصوری
هوش مصنوعی: عدل همچون جقهای است که تاج و تخت پادشاهی را زینت میبخشد.
حرفشان باشد سکه اندر زر
حکمشان جاری در همه کشور
هوش مصنوعی: حرف آنها ارزش و اعتبار بالایی دارد، و فرمان آنها در تمام کشور اجرا میشود.
کس نگوید چون کس نپیچد سر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیگوید که چرا کسی سرش را به سمت دیگری نمیچرخاند.
چون رسد زایشان حکم و دستوری
هوش مصنوعی: زمانی که از آنها حکمی یا دستوری صادر شود.
دیگران را قول ناروا جستی
گرچه شاهان بر تخت و عاجستی
هوش مصنوعی: اگر به دیگران وعدههای نادرست بدهی، هرچند که در مقام و جایگاه بالایی مثل شاهان باشی، باز هم جالب نیست.
لیک اخراج از تخت و تاجستی
هوش مصنوعی: اما از تخت و تاج به کناری رانده شدهای.
می کشد زین باد شمعشان کوری
هوش مصنوعی: این باد باعث میشود که شمعهایشان خاموش شوند و تاریکی بر آنها حاکم گردد.
ذوالفقار آنروز می کشد افزون
پیکر شکاک می کشد در خون
هوش مصنوعی: در آن روز، ذوالفقار با قدرت بیشتری بر دشمن میتازد و کسی که شک دارد، در میانه نبرد، به سرنوشت تلخی دچار میشود و در خون خود غوطهور میگردد.
با اجل نزدیک با فنا مقرون
هوش مصنوعی: نزدیکی مرگ و فنا به یکدیگر حسّی را ایجاد میکند که باید در زندگی بیشتر به آن توجه کنیم. این دو مفهوم همواره در کنار هم قرار دارند و به ما یادآوری میکنند که زندگی کوتاه و گذراست.
از طریق حق هرکرا دوری
هوش مصنوعی: هرکسی که از مسیر حقیقت دور شود، در واقع از راه راست منحرف شده است.
آید آن شیری کز ره معراج
از نبی بگرفت خاتمش را باج
هوش مصنوعی: آن شیری خواهد آمد که از مسیر معراج، انگشتر پیامبر را به عنوان هدیه دریافت کرده است.
بسته خواهد شد راه حج بر حاج
هوش مصنوعی: راه حج برای حاجیان مسدود خواهد شد.
ثبت طومار است حکم مجبوری
هوش مصنوعی: نوشتن این دستور بهسختی قابل تغییر است و بر منصوب شدن به یک سرنوشت حتمی دلالت دارد.
آنکه در محشر صاحب اورنگ
بار موتش کین با یموتش جنگ
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسی که صاحب مقام و سلطنت است، با مرگش مقابله میکند و نمیخواهد تسلیم آن شود.
ذوالفقار او گیرد از خون رنگ
هوش مصنوعی: ذوالفقار او رنگین شده از خون است.
سوسنش گردد چون گل سوری
هوش مصنوعی: او مانند گلی درخشان و زیبا میشود.
آتشی بینم اندرن آن هنگام
از ثری تا عرش از افق تا بام
هوش مصنوعی: در آن لحظه، آتشی را میبینم که از زمین تا آسمان، از افق تا بام خانه گسترده شده است.
خلق عالم را پیکر و اندام
هوش مصنوعی: آفرینش جهان شکل و ساختاری دارد.
می بسوزد چون شمع کافوری
هوش مصنوعی: مانند شمعی که با عطر کافور میسوزد، بگذارید زندگیتان با احساس و زیبایی آمیخته شود.
یار گردد روم با فرنگی زود
هندو ارمن می کند نابود
هوش مصنوعی: دوست به سرعت با بیگانهای از فرنگ آشنا میشود، اما اگر هندو با ارمنی ملاقات کند، میتواند او را به طور کامل نابود کند.
هم یهودی هم داسن ارنائود
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که فردی میتواند همزمان در دو جنبه یا هویت مختلف قرار داشته باشد، به طوری که هر دو را با هم بپذیرد و تجربه کند.
شور چنگیزی است قتل تیموری
هوش مصنوعی: شور و جستجوی چنگیزخان در کشتن و نابودی تیمور را وصف میکند.
مردمان کوه ساکنان یم
مکه و تفلیس تا یموت از غم
هوش مصنوعی: مردم کوه، به ساکنان مکه و تفلیس تا زمان مرگ، غم و اندوه را تحمل میکنند.
مات و خوار و زار درهم و برهم
هوش مصنوعی: در حالتی ناپسند و نابهنجار به سر میبرند و دچار ضعف و زبونی هستند.
غرق اندوهند جفت رنجوری
هوش مصنوعی: آنها در غم و اندوه عمیقی غرق هستند و حالشان چندان خوب نیست.
هرکه در دنیا واجب التعظیم
بر سریر عدل می شود تسلیم
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیا شایسته احترام و ارجگذاری باشد، در برابر عدل و انصاف تسلیم میشود.
بندگی سازد شاه هفت اقلیم
هوش مصنوعی: حضور و خدمت به پادشاهی که بر هفت اقلیم حکومت میکند، احساس عظمت و افتخار را به همراه دارد.
ور سلیمان است می کند موری
هوش مصنوعی: اگر سلیمان هم باشد، یک مور هم میتواند کارهای بزرگی انجام دهد.
ذوالفقار از ظلم می کند بنیاد
خاک شکاکان می دهد برباد
هوش مصنوعی: ذوالفقار، شمشیری است که با آن ظلم و ستم را از بین میبرد و پایههای ترس و تردید را در دل دشمنان و بدخواهان ویران میسازد.
تانهند از سر تا برند از یاد
هوش مصنوعی: از سر تا پای تو را به خاطر میسپارند.
نشاه خمر و شور مخموری
هوش مصنوعی: حس نشئگی و شور و حال ناشی از مستی را تجربه کن.
بندگان بیدار روزگار آزاد
در مراد خویش دوستان دلشاد
هوش مصنوعی: در روزگار، افرادی که بیدار و هوشیار هستند، در آزادی به آرزوهای خود میرسند و دوستانشان نیز خوشحال و شاداب هستند.
مملکت آباد رسته از بیداد
هوش مصنوعی: کشور رونقدار و آباد، از ظلم و ستم دور شده است.
چون دل مؤمن چون رخ حوری
هوش مصنوعی: دل مؤمن به زیبایی و نورانی بودن شبیه است، مانند چهرهی حوری که زیبا و دلربا است.
خاطر تیمور آنزمان شاد است
باقی آن عصر دوره داد است
هوش مصنوعی: دل تیمور در آن زمان شاد است و باقیمانده آن دوران، دوران عدالت و انصاف است.
از ادیب این راز روشن افتاده است
هوش مصنوعی: از اندیشههای قلمی و با تجربگیهای نویسنده این حقیقت روشن گشته است.
ز آنکه مستان را نیست مستوری
هوش مصنوعی: چون مستان هیچ پوششی ندارند، بنابراین نمیتوانند پنهان بمانند.