برگردان به زبان ساده
چو رفت برباد زدست بیداد
شعار نرگس عذار سنبل
هوش مصنوعی: وقتی که ظلم و ستم رفت، درختان زرد را بیداد میزنند و نرگس و سنبل در زیبایی و جذابیت خود نمایان میشوند.
فغان بر آمد ز سرو و شمشاد
هوش مصنوعی: ناله و گریهای از درختان سرو و شمشاد به گوش رسید.
خروش برخاست ز لاله و گل
هوش مصنوعی: صدای بلندی از لاله و گل به گوش میرسد.
شدند مرغان به سوگواری
ز دیده سیل سرشک جاری
هوش مصنوعی: پرندگان به خاطر غم و اندوه، اشکهایشان مانند سیل از چشمانشان جاری شده است.
فتاد در دشت خروس و زاری
هوش مصنوعی: در دشت، خروسی به زمین افتاد و به شدت ناله و فریاد کرد.
برآمد از باغ نفیر و غلغل
هوش مصنوعی: از باغ صدای ناله و شور و هیاهو به گوش میرسد.
شکست نسرین بدست یاره
شقایق افروخت به دل شراره
هوش مصنوعی: عشق نسرین به دست محبوبش دل شقایق را شعلهور کرده است.
سمن گریبان نمود پاره
هوش مصنوعی: سمن، با زیبایی خود، دلبری و جذب توجه کرد.
بنفشه بگشود گره ز کاکل
هوش مصنوعی: بنفشه به آرامی گلبرگهایش را باز کرد و گرهای که از شانهاش آویزان بود، آزاد شد.
در این مصیبت که دید سردار
ز چرخ بی مهر ز دهر غدار
هوش مصنوعی: در این سختی و مشکل که سردار از آسمان بیرحم و زمانه خائن دید،
مگر نهد رخ بخاک دلدار
هوش مصنوعی: آیا میشود که چهره محبوب بر خاک دل عاشق نرود؟
بدامن صبر کند توسل
هوش مصنوعی: به آغوش صبر پناه ببریم.
اگر بر افتد ز داغ فرزند
یکی شراره به کوه الوند
هوش مصنوعی: اگر از درد و ناراحتی ناشی از فقدان فرزند، شعلهای از غم به وجود بیاید، حتی کوهی مانند الوند را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
همی تو گویی ز ریشه خود کند
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که خود را از ریشهات جدا کنی.
ز بسکه افتد در او تزلزل
هوش مصنوعی: به خاطر تزلزلی که در او رخ میدهد، به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد.
گرش فشانی بصخر صما
وگر چشانی به کوه خارا
هوش مصنوعی: اگر او را بر سنگ خارا بپاشی یا بر کوه مقاوم بریزی، تاثیری نخواهد داشت.
نه صخر صما شود شکیبا
هوش مصنوعی: نه کوه سخت میتواند صبر کند.
نه کوه خارا کند تحمل
هوش مصنوعی: نه کوه سخت هم نمیتواند این بار را تحمل کند.
چو ما نداریم خبر ز حکمت
صبور باشیم به هر مصیبت
هوش مصنوعی: وقتی ما از دلیل و حکمت چیز زیادی نمیدانیم، باید در برابر هر سختی صبور باشیم.
که دادنش هست عطا و رحمت
هوش مصنوعی: دریافت چیزی به عنوان نعمت و بخشش است.
گرفتنش نیز بود تفضل
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حتی اگر او را بگیریم، خود این عمل نیز نشان از لطف و محبت ما دارد.
متاز مرکب در این مراحل
مجو اقامت در این منازل
هوش مصنوعی: در این مراحل درنگ نکن و در این مکانها نمان، بلکه با انرژی و شتاب به حرکت خود ادامه بده.
که ساغر غم در این صحاری
هوش مصنوعی: در این بیابانها، چنان غمی مثل ساغر پر شده است.
گهی بدور است و گه تسلسل
هوش مصنوعی: گاهی انسان به دوری و دوری از محبوبش میافتد و گاهی هم در حال تکرار و تسلسل احساسات میباشد.
مگیر بر خویش زمانه را سخت
مباش غره به دولت و بخت
هوش مصنوعی: در زندگی به خودت سخت نگیر و نباید به موفقیتها و شانس خود مغرور باشی.
کنار این رود چه گستری رخت
هوش مصنوعی: کنار این رود، چه وسعتی برای گستردن لباسهای شما وجود دارد!
تو نیز خواهی گذشتن از پل
هوش مصنوعی: تو هم روزی از این مرحله عبور خواهی کرد.
بجا نماند در این بر و بوم
نه اختر سعد نه طالع شوم
هوش مصنوعی: در این سرزمین هیچ نشانهی خوبی یا بدی باقی نمانده است.
نه مهتر چین نه قیصر روم
هوش مصنوعی: نه کسی از چین بزرگتر است و نه کسی از قیصر روم.
نه ماه خلخ نه شاه کابل
هوش مصنوعی: نه ماه زیبای خلخ و نه شاهی که در کابل است، هیچکدام در دل و خاطر من نمیمنند.
حسین تاریخ نهفت در قبر
پدر ز داغش گریست چون ابر
هوش مصنوعی: حسین به خاطر اندوه از فقدان پدرش، مانند ابرهایی که در آسمان میبارند، اشک ریخت و این غم تاریخی را در دل خود نگه داشت.
ولی زند دست بدامن صبر
هوش مصنوعی: اما با دامن صبر استمداد کن.
کسیکه دارد بحق توکل
هوش مصنوعی: کسی که بهدرستی به خدا توکل میکند، همیشه در دلش آرامش و اطمینان دارد.
ز داغ پر دود فضای بستان
بهار شادی شده زمستان
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که از آتش و دودی در محیط بستان وجود دارد، فضای بهار به نوعی شادابی در زمستان تبدیل شده است.
گلی سفر کرد ازین گلستان
هوش مصنوعی: گلی از این باغ زیبا رفت و سفر کرد.
که در عزایش گریست بلبل
هوش مصنوعی: بلبل در سوگ او اشک میریزد.
ز سوگ آن مه دودیده دریاست
بدل شراره بسینه سوداست
هوش مصنوعی: به خاطر فقدان آن معشوق که چشمانش همچون دریا است، دل من به آتش اشتیاق میسوزد.
دل زمانه زسنگ خاراست
هوش مصنوعی: دل این دنیا همچون سنگی خارا و سخت است.
اگر نسوزد بلا تامل
هوش مصنوعی: اگر بلا و سختی به ما آسیب نرساند، پس باید در مورد آن بیندیشیم و تامل کنیم.
سنین عمرش چهارده بود
به چرخ دانش دو هفته مه بود
هوش مصنوعی: سنین عمرش چهارده سال بود و در مدت دو هفته به شدت در علم و دانش پیشرفت کرده بود.
دو تن رفیقش درون ره بود
هوش مصنوعی: دو دوست همراه او در مسیر بودند.
یکی تفکر یکی تعقل
هوش مصنوعی: یکی به فکر کردن و اندیشیدن پرداخت، و دیگری به عقل و درک خود توجه کرد.
امیری آن سوگ دمی که بشنفت
دلش همی شد بسوز و غم جفت
هوش مصنوعی: در آن لحظه که امیر صدای درد و سوگواری را میشنید، دلش به شدت میسوزد و غم و اندوه به او هجوم میآورد.
درون گلزار به بلبلان گفت
هوش مصنوعی: در باغ به بلبلها گفتند که:
برای تاریخ دریغ ازین گل
هوش مصنوعی: این جمله را میتوان به این صورت فهمید که از این گل، در تاریخ رنج و حسرت وجود دارد. به عبارت دیگر، زیبایی و ارزش این گل در نگاه به گذشته و اتفاقاتی که پیرامونش بوده، به شدت احساس میشود.