برگردان به زبان ساده
خدایگانا تا دیده ام در این کشور
یکی چنانکه توئی راد و نیکخواه نبود
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تا به حال در این سرزمین کسی را چون تو پیدا نکردهام که اینقدر نیکوکار و مهربان باشد.
درین زمانه بمقصد کسی نبردی راه
اگر عنایت و فضلت رفیق راه نبود
هوش مصنوعی: در این دوران، اگر کسی به هدفش نرسد، دلیلش این است که لطف و حمایت الهی در مسیرش نبوده است.
درین تزلزل اگر همتت نهشتی گام
بهیچ تن سر و در هیچ سر کلاه نبود
هوش مصنوعی: اگر در این بیثباتی و تزلزل، خود را به تلاش و کوشش نسپاری، برای هیچ انسان و هیچ سر، هیچ کلاهی نمیارزد.
نشان صدق و صفا از زمانه محو شدی
اگر مساعدت پیر خانقاه نبود
هوش مصنوعی: اگر کمک و همراهی پیر خانقاه نبود، نشانههای صداقت و پاکی از روزگار محو میشد.
ور آب لطف تو خامش نکردی این آتش
درین بساط بهم خورده غیر آه نبود
هوش مصنوعی: اگر لطف تو آبگون نمیشد و آتش این وضعیت را آرام نمیکرد، در اینجا تنها نفس حسرت باقی میماند.
یکی نگر که بلا زآسمان فرو بارید
که جز در تو از آسیب آن پناه نبود
هوش مصنوعی: به یکی نگاه کن که بلا و مصیبت از آسمان نازل شده و جز تو هیچ پناهگاهی برای فرار از آسیب آن وجود ندارد.
سه ماه رفت به گیتی چو صد هزار آنسال
درین سه ماه فروغی به مهر و ماه نبود
هوش مصنوعی: سه ماه از عمر انسان گذشت، اما به اندازه یک صد هزار سال به نظر میرسد. در این سه ماه، هیچ نور و روشنی از خورشید و ماه دیده نمیشود.
گیاه را سر جنبیدن از نسیم نماند
نسیم را دل بوئیدن گیاه نبود
هوش مصنوعی: اگر نسیم بیاید، گیاه باید به حرکت در بیاید، اما اگر گیاه نتواند بویی از نسیم بگیرد، نشاندهندهی این است که چیزی در بین آنها وجود ندارد. در واقع، وجود و تأثیرگذاری متقابل بین گیاه و نسیم از اهمیت بالایی برخوردار است.
مقام یونس دل شد درون کام نهنگ
قرار یوسف جان جز بقعر چاه نبود
هوش مصنوعی: یونس النبي در دل نهنگ قرار گرفت و یوسف هم جز در عمق چاه جایی نداشت. این دو نمونه نشان میدهد که گاه انسانها در سختترین شرایط قرار میگیرند.
خیال خلق همه سوی حفظ خویش بدی
ولی خیال تو جز پیش پادشاه نبود
هوش مصنوعی: بندگان به فکر حفظ خودشان هستند، اما خیال و فکر تو فقط در پیشگاه پادشاه است و هیچ چیز دیگری برایت اهمیت ندارد.
شگفتم آید از آن دل که بدبشه مشغول
چنانکه بیخبر از کشور و سپاه نبود
هوش مصنوعی: عجیب است که دلی اینچنین سرگرم و غرق در فکر باشد که حتی از وطن و لشکر خود بیخبر بماند.
تو در سحرگه بیدار بوده ای همه شب
ستاره گاهی بیدار بود و گاه نبود
هوش مصنوعی: در طول شب تو همیشه بیدار بودهای، در حالی که ستارهها گاهی در آسمان حضور داشته و گاهی غایب بودهاند.
گمان و شبهه و تردید از تو دورستند
که فکرت تو سزاوار اشتباه نبود
هوش مصنوعی: شک و تردید از تو دور است، زیرا اندیشه تو به گونهای است که خطا پذیرفتنی نیست.
بآستان تو دور از ریا سخن گویم
که در شریعت من غیر ازین گناه نبود
هوش مصنوعی: به درگاه تو به دور از هر زرق و برق سخن میگویم، زیرا در دین من جز این، گناهی دیگر وجود ندارد.
من آنکسم که دلم با وجود مرحمتت
به هیچگونه طلبکار مال و جاه نبود
هوش مصنوعی: من شخصی هستم که با وجود لطف و محبت تو، هیچ نیازی به مال و ثروت و مقام ندارم.
نگاه دار امیدم بفضل و رحمت خویش
که آرزوی دلم جز یکی نگاه نبود
هوش مصنوعی: به من امید بده به لطف و رحمت خودت، زیرا تنها آرزوی قلبم تنها یک نگاه از تو است.