برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: الست بربکم کرامت خدا است و بلی نیکوئی واحسان او است که داعی و مجیب هر دو یکی است و پرسنده و پاسخ گوینده خداوند است آن چنان که خداوند بنده خود را خواند و او را به خود نیوشید و گوش شنوا داد و خود جواب داد و به بنده جواب بخشید
هوش مصنوعی: عالم معنوی میگوید: منبع کرامت و بزرگواری خداوند است و این نیکویی و احسان اوست که درخواستکننده و پاسخدهنده هر دو یکسانند. به این معنا که خداوند بندهاش را میخواند و او را به خود میپذیرد، توانایی شنیدن را به او میدهد و خود نیز به او پاسخ میگوید و جوابش را میدهد.
ای سزاوار ثنای خویش ای شکر کننده عطای خویش ای شیرین نماینده بلای خویش بنده بذات خود از ثنای تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز و به توان خود از سزای تو عاجز کریما گرفتار آن دردم که تو داروی آنی، بنده آن ثنایم که تو سزاوار آنی؛ من در توچه دانم؟ تو دانی؟ تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی آنی، تو آنی که مصطفی گفت: من ثنای تو را نتوانم شمرد آنگونه که تو خود بر نفس خویش ثنا گفتی
هوش مصنوعی: ای پروردگار، تو شایسته ستایش خود هستی و کسی که نعمتهای تو را شکر میگوید. تو کسی هستی که بلاهای خود را نیز به زیبایی نشان میدهی. من بندهات هستم و از ستایش تو ناتوانم و به عقل خود نمیتوانم به درک نعمتهای تو برسم و حتی از عهدهی پاداش تو نیز برنمیآیم.ای کریم، من درگیر دردهایی هستم که فقط تو میتوانی درمانشان کنی؛ من بندهات هستم و تنها تو سزاوار ستایش هستی. من در شناخت تو چه میدانم؟ تو خود میدانی. تو همان چیزی هستی که خودت گفتهای و همانطور که خودت بیان کردهای، تو همان هستی که پیامبر فرمود: من نمیتوانم ستایش تو را به گونهای بشمارم که خودت بر خویش ستایش کردی.
آنچه خدا از خود نشان داده همانست و صفت او چنان است که خدا از خود بربیان است و مصطفی از او برعیان است
هوش مصنوعی: آنچه که خداوند به ما نشان داده، همان ویژگیهای اوست. صفات خدا به گونهای است که او به وضوح خود را بیان کرده و پیامبر (مصطفی) نیز به وضوح از او نمایان است.
اثبات صفت برای خدا کردن از خویشتن نشاید و تنزیه او را کردن بخویشتن نباید، گوش فرابکتاب و سنت دار آنچه گوید تو بگوی که آنست آنچه خدا نام و صفت خود گفت تو بگوی و آنچه نگفت تو مگوی، که نیست؛ خدا نگفت که من چونم، اگر گفتی که چونم ما (هم) بگفتمی خدا گفت که من هستم نگفت که چون هستم
هوش مصنوعی: برای اثبات ویژگیها و صفات خداوند، باید دقت کرد که از خودمان چیزی نگوئیم و فقط به آنچه که در کتاب و سنت آمده است، گوش دهیم. ما باید آنچه خداوند درباره خودش گفته است، بیان کنیم و از هر چیز که او نگفته، پرهیز کنیم. خداوند هیچگاه نگفته که من چگونه هستم، بلکه تنها گفته است که من هستم. اگر ما بخواهیم بگوییم که خداوند چگونه است، به درستی نمیتوانیم او را توصیف کنیم.
بدان که آنچه نام مخلوق است مصنوع است و عاریتی و ساخته و مجازی و آنچه نام خالق است همه قدیمند و ازلی و به سزای او حقیقی، هیچ نام از نامهای او جدید نیست، قومی گفتند مخلوق باید باشد تا خالق صادق آید و مرزوق باید باشد تا رازق صدق کند البته نه چنان است که آنان گفتندکه هیچ حدوث را با نام خدا راه نیست آری هیچ مخلوق نبود و خدا خالق بود و هیچ مرزوق نبود و خدا رازق بود
هوش مصنوعی: بدان که هر چیزی که نام «مخلوق» بر آن گذاشته میشود، از جنس مصنوع و ساختهشده است، در حالی که خالق همیشه ازل و قدیم است و وجودش حقیقی است. هیچ نامی از نامهای خداوند نیست که جدید باشد. گروهی بر این باورند که مخلوق باید وجود داشته باشد تا خالق حقیقت داشته باشد و همچنین موجودات باید باشند تا رازق صدق کند؛ اما این اعتقاد درست نیست. هیچگاه حدوث و تازهنفس بودن در نام خدا وجود ندارد. به این معنا که بدون وجود مخلوق، خداوند همچنان خالق است و بدون داشتن مرزوق، او رازق باقی میماند.
خداوند را نود و نه نام است که بآن نامها نامور است و نه بموسومات مسمی است که خود به ازل در آسمانها و زمین نام گزار است چنانکه در اول آخر است و در آخر اول نه وهمها او را درک کند و نه فهمها علت را شناسد، او در چرا افکنده هر چیز و خود در چرا ناید پس هر که درباره خدا در چرا و چون شد از دایره بندگی برون شد
هوش مصنوعی: خداوند نود و نه نام دارد که به واسطه این نامها شناخته میشود و او هیچ شمارهای ندارد که با نامهای بشری مشخص شود. او از ابتدا در آسمانها و زمین نامگذاری شده و وجودش همواره پابرجاست. نه خیالها قادر به درک او هستند و نه فهمها میتوانند علت وجودی او را بشناسند. او دلیل هر چیزی است اما خودش در دل هیچ دلی نخواهد آمد. بنابراین، هر کسی که درباره خداوند در مورد چرا و چگونگی سوال کند، از دایره بندگی خارج میشود.