پیر طریقت گوید: ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است نه با یاد تو غم لا اله الا هو خدائی که نیست معبود به سزا جز او دستگیر خستگان نیست جز توقیع جمال و لطف او نوازنده یتیمان نیست جز منشور کرم او بار خدائی که دلهای دوستان بسته بند وفای او و جانهای مشتاقان در آرزوی لقاء او ارواح عاشقان مست از جام ولاء او آرامی خستگان از نام و نشان او سرور عارفان از ذکر و پیغام او
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پیر طریقت گوید: ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است نه با یاد تو غم لا اله الا هو خدائی که نیست معبود به سزا جز او دستگیر خستگان نیست جز توقیع جمال و لطف او نوازنده یتیمان نیست جز منشور کرم او بار خدائی که دلهای دوستان بسته بند وفای او و جانهای مشتاقان در آرزوی لقاء او ارواح عاشقان مست از جام ولاء او آرامی خستگان از نام و نشان او سرور عارفان از ذکر و پیغام او
هوش مصنوعی: این متون به ستایش خداوند میپردازد و بیان میکند که هیچ اندوهی در پی وصلِ او وجود ندارد و یاد او نیز غمآور نیست. خداوندی که شایستهی پرستش است و تنها اوست که میتواند به خستگان کمک کند و لطف و جمالش برای یتیمان و درماندگان نور امیدی است. دلهای دوستان به وفاداری به او بسته شده و جانهای مشتاق در آرزوی دیدار او هستند. عاشقان از شربت محبت او مست شده و خستگان در آرامش نام و نشانههای او یافتهاند. همچنین او سرور عارفان است که از ذکر و پیام او بهرهمند میشوند.